یک بازیگر که با معیارهای اخلاقی خود در جنگ است، شاهد قتل همسایهاش میشود و به مقدار زیادی پول که قربانی پنهان کرده بود، برمیخورد. او پول را نگه مید…
پنج نان. دو ماهی. چهار هزار بوقلمون. وقتی یک دیجی رادیوییِ صبحگاهیِ بیوه و خسته از کار اخراج میشود، باید تا روز شکرگزاری 4000 بوقلمون تهیه کند تا شغ…