آنتونین میانسال و دوستانش، سرگرد بازنشسته و کشیش، در رودخانه مشغول شنا و فلسفهبافی هستند که باران شروع به باریدن میکند؛ به نظر میرسد از آن تابستان…
یک تاریخنگار موفق هنر که در گفتن حقایق تلخ به دیگران مشکل دارد، وقتی یک دروغ کوچک بهسرعت از کنترل خارج میشود، خود را در موقعیتی گریزناپذیر مییابد.
در مغازهای در پراگ، یک فروشنده زن با مدیر متاهل و نادرست مغازه رابطه پنهانی دارد. یک حسابرس با سرکوبهای عاطفی و مشکلات خانوادگی، متوجه کسریهای شدید…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.