تروریستها یک سایت پرتاب سلاحهای هستهای را تصرف میکنند، اما روی یک پیک نظامی ساده که تصادفاً برای انجام کاری به آنجا آمده است، حساب نکردهاند.
دان «اژدها» ویلسون برای به دست آوردن دوباره حافظهاش تلاش میکند، در حالی که نمیداند به چه کسی اعتماد کند یا حتی در کدام جبهه میجنگد.