ویکتوریای بدطینت که به محبوبیت خواهر «خوب» و پوچمغزش حسادت میکند، در چای کلارای زیبا مادهای سمی و دیرگداز میریزد. در حالی که کلارا به شکلی هیستریک…
یورای هرتز داستانی از بوهومیل هرابال را درباره مردی که در یک سمساری کار میکند، اقتباس کرده است.