مردی پس از اخراج از آمریکا و بازگردانده شدن به مکزیک، برای بقا چارهای جز پیوستن به کارتل بیرحم مخدری که زادگاهش را به فساد کشیده است ندارد.
افسانهای دربارهی واقعیتهای سیاسی و اقتصادی-اجتماعی کشور مکزیک.
در سال ۱۸۴۸، یک بانک تصمیم دارد یک ریل راه آهن سرتاسر مکزیک بکشد، از این رو شروع می کند به خریدن بانکهای کوچک و زمینهای کشاورزان بدهکاری که بر سر را…
در دهه ۱۹۴۰، یک شهر کوچک در مکزیک شاهد ترور پیدرپی سه شهردار اخیر خود در مدت زمانی کوتاه بوده است. یک سرایدار سادهلوح برای تبدیل شدن به شهردار جدید …
دیونیسیوی فقیر خود را در آغوش خوشبختی و ثروت میبیند، اما خیلی زود فراموش میکند که هر صعودی یک سقوط نیز به همراه دارد و در پوچی افسردهکننده شهرش، م…
یک آدمکش سابق (چارلز برانسون) بازنشستگی خود را کنار میگذارد تا انتقام قتل وحشیانه دوستش را از یک شکنجهگر سادیسمی (جوزف ماهر) که در خدمت یک دیکتاتور…
«تارزان» لیرا پس از آزادی از زندان، تلاش میکند تا زندگی جدیدی را به عنوان کارمند بانک آغاز کند. متأسفانه، بازگشت به زندگی عادی ممکن است به آن سادگی ک…
گروهی از دانشجویان در جریان یک سفر پیادهروی وارد شهر کوچکی میشوند. پس از ورود، کشیش محلی آنها را متهم میکند که آشوبگران کمونیست فراری از سرکوب تظا…
روایتی از سرکوبگری یک شرکت خارجی علیه معدنچیان یک شهر کوچک استخراج نیترات در شیلی، که کارگران آن تصمیم میگیرند برای احقاق اساسیترین حقوق خود قیام ک…