یک افسر پلیس باواریا سفلی در حالی که با یک خانه سوخته، پوشکهای بدبو و کمخوابی شدید دستوپنجه نرم میکند، با بدترین دشمن خود یعنی کلسترول روبرو میشو…
فرانز احساس راحتی و بسیار خوبی به عنوان یک افسر پلیس در ادارهای که هست میکند. اما او به یکباره به شهر مونیخ منتقل میشود که اصلا با روحیات وی سازگار…
نیک گوتلیش از راه فروش غیرقانونی کتابهای ارزشمند زندگی میکند، به گروهی از کلاهبرداران بدهکار است و باید از دست آنها پنهان شود. او به طور تصادفی سر …
یک کارمند چاق در غسالخانه مونیخ، یک مامور متاهل قطار مترو را ردیابی کرده و او را وسوسه میکند.