یک مالک جوان هاسیندا به دلیل دوران جوانی آسیبزای خود به آزار و اذیت زنان میپردازد، در حالی که مادرش بر اقدامات سادیستی او سرپوش میگذارد.
یک پزشک بستگان خود را به قلعهاش دعوت میکند، در حالی که تمام مدت قصد دارد پس از ورودشان آنها را به قتل برساند. با این حال، وقتی خود او به قتل میرسد…