یک مالک جوان هاسیندا به دلیل دوران جوانی آسیبزای خود به آزار و اذیت زنان میپردازد، در حالی که مادرش بر اقدامات سادیستی او سرپوش میگذارد.
زن جوان و زیبایی با یک پیرمرد ثروتمند و نابینا ازدواج میکند. او در حین زندگی در آن خانه، از توطئهای برای قتل شوهر سالخوردهاش باخبر میشود.
روت و میشل پس از اینکه روت با مرد دیگری به نام پل آشنا میشود، از هم جدا میشوند. روت و پل برای گذراندن تابستان به ویلای ساحلی آفتابی و آرامشبخش او م…