ژولیت برای مدتی به زادگاهش بازمیگردد تا در کنار خانواده باشد. او خود را میان پدری مهربان اما زودرنج، مادری اهل عرفان نوین، خواهری گرفتار بحران وجودی …
زنی متهم به قتل از یک آسایشگاه روانی فرار میکند و روانپزشک او تلاش میکند تا پیدایش کند.