وقتی یک پرنسس جوان به جای اینکه کاملاً خود را وقف عشقش کند، اصرار دارد که مثل یک پسر بچه رفتار کند و با دارودستهاش در جنگلها پرسه بزند، و یک شاهزاده…
ویکتوریای بدطینت که به محبوبیت خواهر «خوب» و پوچمغزش حسادت میکند، در چای کلارای زیبا مادهای سمی و دیرگداز میریزد. در حالی که کلارا به شکلی هیستریک…
والری، نوجوان چکسلواکیایی که با مادربزرگش زندگی میکند، در حال ورود به دوران زنانگی است، اما این تحول در مقایسه با تجربیاتی که پس از انداختن یک جفت گو…