گاتر که در فقر بزرگ شده است، متوجه میشود که برای موفقیت و بقا در این دنیا، باید خیابانهایی را که او را ساختهاند با آغوش باز بپذیرد.
مردی مرموز وارد هیوستون میشود و زمانی که آیس، یک روسپی زیبا با هوش تجاری بالا، نام پلاتینیوم را روی او میگذارد و بازی دلالمحبت بودن را به او آموزش …
جروم به امید پیدا کردن مادرش به یک پلیس خیابانی تبدیل میشود، اما در این میان به دنبال عشق نیز میگردد؛ جستجویی که ممکن است به یک تراژدی ختم شود.