شهر کوچکی در شمال فرانسه، سال ۱۹۴۱. بلانش سه فرزند دارد. او نگران همسرش ویکتور است که اغلب شبها بیرون میرود. در واقع، ویکتور عضو گروه مقاومت است. به…
در مه ۱۹۸۳، مردی ۴۹ ساله میشود و به همراه پسر ۱۷ سالهاش به روستایی در بادن سفر میکند که ۴۰ سال پیش آن را ترک کرده بود. او میخواهد بفهمد در آن زمان…
داستان در پیستهای اسبدوانی اطراف پاریس روایت میشود. مردی که خود را سرگرد معرفی میکند، توصیهها و پیشبینیهای خود را به افراد سادهلوح میفروشد.
نرماندی، نیمه دوم قرن نوزدهم. ژان داندیو به همراه والدین و خدمتکارشان روزالی در یک عمارت اربابی زندگی میکند. او با ژولین، مردی خوشتیپ آشنا میشود و …