خواهر ماری سرپرستی صومعهای را بر عهده دارد که در آن یک زن محکوم به اعدام، که در حال انتقال به بخش محکومان اعدامی است، به دلیل آب و هوای بد سرگردان شد…
در نیمه دوم قرن نوزدهم، نویسندهای به نام ریچارد دارل، دون کارلوس را از دست دو راهزن نجات میدهد و دون کارلوس به او اعتماد کرده و مسئولیت بردن یک گردن…