نوه یک میلیونر تازه درگذشته، یک زن دیجی زیبا را با خاله او که زمانی با پدربزرگش رابطه داشته، اشتباه میگیرد.
«جورج بیلی» که در روز کریسمس قصد خودکشی دارد، توسط یک فرشته نجات داده میشود و آن فرشته به او نشان میدهد كه زندگی اطرافیانش بدون وجود بیلی چقدر بی رمق…
روح یک قاتل اعدامشده وارد بدن یک پزشک میشود و او را مجبور میکند تا خواستههایش، یعنی قتل، را اجرا کند.