آوریل سال ۱۸۶۱، عمارت عظیم تارا در آتلانتا. « اسکارت اوهارا » ( لى ) در مىیابد که مرد رؤیایىاش، « اشلى ویلکس » ( هوارد ) به او علاقه اى ندارد و در…
یک معرکهگیر کارناوال به نام تریسی، دوستدخترش را که یک رقصنده پرشور است، با کمک یک مدیر تئاتر به نام مورگان، به یک نمایش بزرگ در برادوی قالب میکند.