«استیو ریلزبک» که در حال فرار از مامورین پلیس است، در یک گروه فیلمبرداری مخفی شده و خود را بجای بدلکار گروه جا میزند.اکنون او باید میان گیر افتادن بدس…
«بلانچ تيلر» (هريس)، احضارکننده ي حرفه اي ارواح است و در تظاهر به برقراري رابطه با روح خواهر مرحوم «جوليا رين برد» پولدار (نسبيت)، مي فهمد که چهل سال …
مل ادیسون پس از سالها کار، بهتازگی شغل خود را از دست داده است و اکنون باید در میان موج گرمای شدید نیویورک، با بحران بیکاری در سنین میانسالی کنار بی…
دو پلیس دایره مبارزه با مفاسد لسآنجلس با سرپیچی از دستورات برای کنار گذاشتن پرونده، به دنبال یک تبهکار محلی میروند و از روشهای غیرمتعارف برای رسیدن…
کارآگاهان پلیس لسآنجلس، مینلی و بلیک، باید یک متجاوز زنجیرهای را ردیابی کنند که ممکن است از هویت یک بمبگذار مبتلا به اختلالات روانی باخبر باشد.
یک بیمار روانی ثروتمند سابق برای استراحت و بهبودی به عمارت خود بازمیگردد. او یک روز هنگام قدم زدن در محوطه، صدای جیغهای زنی را از زیر زمین میشنود. …
"مل بیکرزفلد" مدیر سخت کوش فرودگاه بین المللی لینکن است که تلاش می کند فرودگاهش را با وجود طوفانی سهمگین و همسری عصبانی باز نگه دارد.اما برادر همسر عص…
اورفامی کوئست مرموز، فیلیپ مارلو، کارآگاه خصوصی لسآنجلس را استخدام میکند تا برادر گمشدهاش را پیدا کند. اگرچه این کار ساده به نظر میرسد، اما مارلو …
جیم فرای، یک مدیر میانی میانسال که پانزده سال است در یک شرکت کار میکند، در یک روال زندگی آرام و بیدغدغه قرار دارد. اما زمانی که دعوتنامهای برای ی…
در مدیسن بند، یک تاجر فاسد، شهردار و کلانتر شهر را در مشت خود دارد، در حالی که مزدورانش به کاروانهای واگنی که از منطقه عبور میکنند شبیخون میزنند.
جان کلانتر شهر، آلن برنت، توسط غریبهای که در مسیر با او برخورد میکند نجات مییابد. نجاتدهنده او مشخص میشود که جگیید است؛ هفتتیرکشی که پس از ساله…
بالستررو » ( فاندا ) ، معروف به « مانى » ، نوازنده ى یکى از کلوبهاى شبانه ، به دلیل شباهت زیادش با یک خلافکارى به اشتباه دستگیر می شود...
ال ویلیس، شهروندی محترم (اما مست)، که به عنوان مظنون به قتل مورد بازجویی قرار گرفته، به بازجویان پلیس حمله میکند، مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و سوگند…
مجموعهای از سوءتفاهمها باعث میشود که یک دختر رقصنده برای نمایندگی از تئاتر آمریکا به پاریس سفر کند، جایی که او عاشق یک کارمند دولتی دستوپاچلفتی می…
شان اوهارا، مربی اسب، و خواهرزاده دوستداشتنیاش مارگارت، برای فرار از خاطره حادثه تلخی که برای برادر مارگارت یعنی دنی رخ داد، به آمریکا میآیند. شان …