امبر به همراه یک پدر مجرد به نام کانر به آروبا میرود تا در حالی که او روی کارش تمرکز کرده، معلم خصوصی و مراقب دخترش، میسی باشد.
کولت یک کافه را اداره میکند که به خاطر شکلات داغ معروف و سریاش شناخته میشود. وقتی مارکوس، صاحب یک شیرینیفروشی جدید، با شکلات داغ مخصوص خود که طعمی…