نوه بارون قلعه خانوادگی خود را به یک گروه تلویزیونی اجاره میدهد تا هزینه احیای اتمی هیولای خانوادگیشان را تامین کند.
اندی هاردی که اکنون مردی بالغ با همسر و فرزند است، در یک سفر کاری به زادگاهش بازمیگردد و خود را درگیر سیاستهای محلی میبیند.
کلی کاب، سوارکار مسابقات رودیئو، به شهرهای مختلف سفر میکند تا با برنده شدن در مسابقات، پول کافی برای خرید زمینی که میخواهد مال خودش باشد به دست آورد…