یک فروشنده با تجربه، برای وارد کردن یک محموله جدید از نوع علف به ایالات متحده، تصمیم به ایجاد یک خانواده غیرواقعی برای پیشبرد هدفش می گیرد ولی …
یک فروشنده با تجربه، برای وارد کردن یک محموله جدید از نوع علف به ایالات متحده، تصمیم به ایجاد یک خانواده غیرواقعی برای پیشبرد هدفش می گیرد ولی …
مارک، یک هنرمند تجسمی همجنسگرای بیست و چند ساله و مردمگریز، پس از دروغ گفتن به مادرش درباره کار در یک گالری هنری معتبر، خود را ناخواسته در شهر نیویورک مییابد. او سپس برای گذران زندگی، شغل پرستاری از میلو ۶ ساله را میپذیرد؛ کودکی که ایمانش به مارک، به او قد…
آرتور جوانی حقه باز و بیکار است که یک ثروت چندین میلیون دلاری را به ارث برده است. اما این ثروت زیاد در صورتی به دستش می رسد که او با کسی ازدواج کند که خانواده برایش انتخاب خواهند کرد آما آرتور میخواهد با دختری ازدواج کندکه از یک خانواده ی سطح پایین کارگری است …
دوست پسر کلوئی رفتارهای بچگانه ای از خود بروز میدهد و به همین دلیل کلوئی با او به هم میزند تا بلکه اخلاق و رفتارش را درست کند. کلوئی فکر میکند او دوباره به سراغش خواهد آمد، اما چیزی حدود ۶ ماه از دوست پسرش خبری نمی شود و….
«برنان هاف» مرد چهل ساله ای است که کار مشخصی ندارد و با مادرش، «نانسی» زندگی می کند. «دیل دوبک» هم نیز مرد چهل ساله ی بیکاری است که با پدرش، «رابرت» زندگی می کند. اما زمانی که رابرت و نانسی ازدواج می کنند ، برنان و دیل به ناچار هم خانه می شوند و از همان ابتدا …
داستان از اونجایی شروع شد که چهارتا دوست با هم یه مشکل مشترک تو زندگی زناشویی خودشون با همسراشون دارن که برای حل این مشکل مجبور هستن که پیش یه مشاور خانواده برای حل مشکلشون برن ولی این آغاز یه جنگ بود و ...
داستان وینس، موفقترین وکیل طلاق در نیوانگلند. برای وینس، زندگی یک رقابت بزرگ است و باختن برایش غیرقابلقبول است. این موضوع در زندگی عاطفی او نیز صدق میکند و او همیشه رابطه برقرار میکند و سپس طرف مقابل را رها میکند. تا اینکه وینس با جین ملاقات میکند که زنی…
پالی، کارگر طبقه متوسط، با وقتگذرانی در کنار ساقدوشهایش خود را برای پدر شدن و عروسی پیشرویش با سو آماده میکند. جیمبو برادرش، مایک پسرعمویش و دوستانش این تجدید دیدار را با نوشخواری، رفتارهای بچگانه و چند اعتراف شخصی غیرمنتظره پر میکنند. اما وقتی این دورهمی…
پدر جک زمانی که پسر پولدار و بیمسئولیتش پس از یک شب عیاشی سر از زندان درمیآورد، او را به شدت تنبیه میکند. پدر، اوزی، پسرعموی جک را به عنوان سرپرست او منصوب میکند، بدون اینکه بداند اوزی هم به همان اندازه خرابکار است. آنها با نقشههایی شیطنتآمیز راهی یک سف…