کلودیا لارسون پس از اخراج از کار، رفتار نسنجیده با رئیس سابقش و فهمیدن این موضوع که دخترش قصد دارد روز شکرگزاری را با دوستپسرش بگذراند، حالا باید این تعطیلات را با خانواده آشفته و غیرقابلکنترل خود سپری کند.
صفحه 2
کلودیا لارسون پس از اخراج از کار، رفتار نسنجیده با رئیس سابقش و فهمیدن این موضوع که دخترش قصد دارد روز شکرگزاری را با دوستپسرش بگذراند، حالا باید این تعطیلات را با خانواده آشفته و غیرقابلکنترل خود سپری کند.
مردی برای آشنایی بیشتر با پسر دوستدخترش، داوطلب میشود تا او را از یک مدرسه شبانهروزی خصوصی بیاورد، اما متوجه میشود که این پسر اصلاً بچه خوشاخلاقی نیست.
وایلی و ساندرا سالهاست که ازدواج موفقی داشتهاند اما اکنون در آستانه جدایی هستند. سم، دوست دوران کودکی وایلی، به تازگی عاشق معلم جدید دبیرستان شده است. در حالی که آنها سعی میکنند خود را با این احساسات متناقض وفق دهند، ناچار میشوند نگاهی دوباره به روابط خود…
خانه موشهای بیسرپرست، موش یتیمی به نام نیبلز را میفرستد تا روز شکرگزاری را با جری بگذراند. متأسفانه نیبلز همیشه گرسنه است.
28 عنوان، صفحه 2 از 2