داستان فیلم در مورد یک استاد ادبیات است که به قمار بازی اعتیاد دارد و از این رو گرفتار گروهی از گانگسترها می شود و ...
داستان فیلم در مورد یک استاد ادبیات است که به قمار بازی اعتیاد دارد و از این رو گرفتار گروهی از گانگسترها می شود و ...
سام همیشه از مدرسه اخراج شده است و اکنون باید راهی خلاقانه برای بازگشت به مدرسه پیدا کند و ....
فیلم داستان یکی از مخوفترین لحظات، طی ناآرامیهای مدنی را بازگو میکند که شهر دیترویت را در تابستان سال ۱۹۶۷ میلادی به لرزه در آورد و...
فیلم روایتگر داستان واقعی زندگی مالی بلوم، عضو تیم اسکی ایالات متحده میباشد که ادارهکننده بزرگترین قماربازیهای اختصاصی جهان بود و خیلی زود تبدیل به یک هدف برای سازمان افبیآی گردید ...
آلکس جوان ناهنجار و ضد اجتماعی است که رهبری گروهی از جوانان مانند خود را بر عهده دارد او انواع جنایات را مرتکب می شود و در این بین به خاطر یک مورد قتل دستگیر می شود و به زندان (مرکزی برای درمان خلافکاران) فرستاده می شود تا در آنجا روشهای درمانی جدید روی او آز…
«تامی» ( تام هاردی ) یک عضو سابق نیروی دریایی آمریکا است که بعد از بازگشت به خانه از طرف پدرش ترغیب می شود تا در مسابقات رزمی که جایزه قابل توجهی هم برای قهرمان در نظر گرفته شده، شرکت کند. تامی قبول می کند تا در این تورنمت شرکت کند و پدرش را هم به عنوان مربی د…
زندانی روس، «بویکا» قهرمان سابق مسابقات بوکس زندان، با وجود مصدومیت زانو اش که در قسمت قبلی این فیلم ایجاد شد، دوباره به مسابقات باز میگردد...
کلانتر محلی منطقه دد ریور در ایالت مین فکر میکرد ده سال پیش آنها را نابود کرده است؛ قبیلهای بدوی و غارنشین از وحشیهای آدمخوار. اما این خاندان به هر شکلی که بود زنده ماندند تا نسل خود را بقا بخشند، شکار کنند، بکشند و بخورند. و اکنون ساکنان آرام این شهر منز…
یک افسر پلیس که تا به حال ماموریت خوبی نداشته مامور میشود تا یک شاهد سابقه دار را تا دادگاه همراهی کند ولی گویا این شاهد توسط گروه های مافیایی تحت تعقیب بوده و بارها و بارها مورد حمله قرار میگیرند تا اینکه معلوم میشود این گروه توسط رئیس پلیس شهر هدایت میشود و …
سن فرانسيسکو ، «بازرس هري کالاهان» (ايستوود) که به خاطر خشونتش معروف به «هري کثيف» است مي کوشد تا شر يک قاتل رواني (رابينسن) را از سر جامعه کم کند...
مردی با کتوشلوار سفید و براق در آستانه اجرای قانون یکپارچهسازی نژادی به شهری کوچک در جنوب میآید. او خود را یک مصلح اجتماعی مینامد، اما کارش این است که آشوب به پا کند؛ آشوبی که به زودی میفهمد خودش هم قادر به کنترل آن نیست.