یک خانه به دوش که تلاش می کند به آهنگساز موفق بدل شود و زنی که برای بدست آوردن سرپرستی دخترش می جنگد، با هم آشنا شده و زندگی یکدیگر را تغییر می دهند...
یک خانه به دوش که تلاش می کند به آهنگساز موفق بدل شود و زنی که برای بدست آوردن سرپرستی دخترش می جنگد، با هم آشنا شده و زندگی یکدیگر را تغییر می دهند...
داستان این فیلم درمورد یگ نویسنده بریتانیایی جوان به اسم «جیمز بوون» است که گربه ای به نام «باب« دارد. او در طول فیلم خاطراتش درمورد جدایی از باب و مشکلات مالی فراوانش و تلاش هایش برای بودن در کنار باب را به یاد می آورد.
این فیلم داستان دختری جوان به نام کتی را به تصویر می کشد که در یک پناهگاه تاریک زندگی میکند، چراکه نور آفتاب برای وی مرگبار و کشنده است و هیچ درمانی نیز برای بیماری وی پیدا نشده است.
فیلم زندگی هنرمندی به نام جیمز بون را به تصویر میکشد که دورهی نقاهت پس از یک بیماری را سپری میکند. اوضاع جیمز زیاد خوب نیست تا اینکه با گربهای خیابانی آشنا میشود و …
یک هنرمند بازنشسته با نوازندگی در خیابانهای لندن امرار معاش میکند. دو کودک خردسال با این نوازنده پیر دوست میشوند و به زندگی بیرنگ و روی او جانی تازه میبخشند.