داستان فردی به نام الکس که پس از رد پیشنهاد ازدواجش در سفری از لس آنجلس به ملبورن، جایی که که قرار بود با نامزد جدیدش تعطیلات خوشی داشته باشد، تنها می شود و ...
داستان فردی به نام الکس که پس از رد پیشنهاد ازدواجش در سفری از لس آنجلس به ملبورن، جایی که که قرار بود با نامزد جدیدش تعطیلات خوشی داشته باشد، تنها می شود و ...
پس از اینکه ادنا به طور مشکوک و عجیبی گم می شود، دختر و نوه اش به خانه قدیمی خانوادگیشان می روند تا او را پیدا کنند. آنها متوجه می شوند که یک نیروی اسرارآمیز در خانه حضور دارد که ادنا را تسخیر کرده است و ...
داستان فیلم درباره یک زوج که تازه ازدواج کرده اند. هنگامی که آنها با یک دوست قدیمی ملاقات میکنند، اتفاقات غیر منتظره ای روی میدهد و ....
این فیلم داستان زندگی ساکنان آپارتمانی را نشان می دهد که بر اثر اتفاق تکان دهنده ایی که در رو به روی آپارتمان رخ می دهد با یکدیگر آشنا می شوند و …
ماجرای فیلم در مورد پسر هفده ساله ای به نام جاش می باشد که به تازگی مادرش را از دست داده است و به همراه مادر بزرگش و عمو و پسر عموهایش که همگی خلافکار هستند زندگی می کند که پلیس به شدت خانواده جاش را تحت نظر دارد...
استیو از همان اولین لحظه ملاقات به سیلیا علاقهمند شد. اما به دنبال درگیری با رئیس سیلیا، رایلین بیگل تورپ که وزیر اشتغال است، او خود را در تلویزیون ملی میبیند که به عنوان بزرگترین انگل جامعه و مفتخور استرالیا معرفی شده است. حالا استیو باید به سیلیا، خودش و…
مالکوم یک نابغه مکانیک به شدت خجالتی است که به تازگی به دلیل ساختن تراموای شخصی خودش اخراج شده است. او از فرانک که تازه از زندان آزاد شده میخواهد با او همخانه شود تا در پرداخت هزینهها کمکش کند. با کمک فرانک، مالکوم به زندگی جنایتکارانه روی میآورد.
فار لپ، اسب شاهبلوطی بزرگ و جسور، در دوران رکود اقتصادی که استرالیای دهه ۱۹۳۰ را در بر گرفته بود، به عنوان پادشاه میدان مسابقه فرمانروایی میکرد. این اسب پرورشیافته در نیوزیلند، از آغاز فروتنانهاش تا تبدیل شدن به قهرمان یک ملت پیش رفت.
استرالیا، ۱۹۵۳. تام آلن سیزدهساله در یک مدرسه مذهبی کاتولیک سختگیرانه برای پسران که توسط برادران دلا سال اداره میشود، تحصیل میکند. دانشآموزان نوجوان و مربیان بزرگسال آنها به شدت با سرکوب جنسی و تردیدهای مذهبی دستوپنجه نرم میکنند.
آلوین یک پسر معمولی است، جز اینکه زنان او را غیرقابل مقاومت میدانند و همه جا تعقیبش میکنند. او تلاش میکند از آنها دوری کند و از روانپزشکان کمک بگیرد، اما روانپزشکان در عوض از او به عنوان یک ژیگولو برای درمان بیماران دیگر استفاده میکنند.
دختر جوانی به نام هیلدا که به عنوان خدمتکار برای خانواده ثروتمند کلارکسون، که پرورشدهنده گوسفند هستند کار میکند، رویای تبدیل شدن به یک خواننده بزرگ را در سر دارد. سفر قریبالوقوع سر جولیان، آهنگساز مشهور لندن، باعث میشود خانم کلارکسون حسود (پیرزن فضولی که خ…