یک منشی جوان به نام آیلین که در یک زندان کار می کند، با ربکا، مشاور جدید آنجا آشنا می شود. زمانی که ربکا یک راز پنهانی را آشکار می کند، رابطه دوستی آنها به طور کل تغییر می کند و ...
یک منشی جوان به نام آیلین که در یک زندان کار می کند، با ربکا، مشاور جدید آنجا آشنا می شود. زمانی که ربکا یک راز پنهانی را آشکار می کند، رابطه دوستی آنها به طور کل تغییر می کند و ...
فیلم در باره دانیل است فردی که در یک بازداشتگاه دچار تحولی معنوی می شود. اگرچه سابقه کیفری وی مانع از ورودش به کلیسا می شود ، اما او قصد ندارد از رویای خود دست بکشد و تصمیم می گیرد که ...
تابستان ۱۹۶۸. ولفگانگ ۱۴ساله توسط خانوادهاش به یک موسسه رفاهی مذهبی و ایزوله به نام پناهگاه تبعید میشود. اما یک چیز برای ولفگانگ روشن است: او اجازه نخواهد داد اشتیاقش به آزادی، به این زودیها در این لجنزار دفن شود.
در شهر کوچکی در استرالیا در اواخر دهه ۱۹۵۰، برونی و لولا عمیقاً عاشق یکدیگر هستند. اما چون به سن قانونی نرسیدهاند، والدینشان با رابطه آنها مخالفند و سعی میکنند آنها را از هم جدا کنند.