جسد زنی جلوی پنجرهٔ آپارتمان ماریا پیدا میشود. ماریا قبول میکند که مراسم خاکسپاری او را برعهده بگیرد و در زندگی همسایهاش دخیل شود. او سگهای بدون مراقبت زن را به خانه میبرد و با پسر دورافتادهٔ او رابطه برقرار میکند. پس از دفن، ماریا تلاش میکند زندگی خود …