در سال ۱۸۹۷ در شهر لمبرگ (لووف)، آملیا کریژفسکا-زگ پس از ماهعسل به عمارت خانوادگیاش بازمیگردد. او با امید فراوان و رؤیای تأسیس داروخانهای برای خودش، آینده را آغاز میکند؛ اما کمکم خانه دوران کودکیاش به تلهای خطرناک تبدیل میشود و آرزوهایش رنگ میبازند.