دین یانگبلاد، استعداد جوان هاکی، به تیم همیلتون بولداگز میپیوندد و در مسیر رسیدن به لیگ ملی هاکی، با رفتارهای سمی و چالشهای سخت روبهرو میشود.
دین یانگبلاد، استعداد جوان هاکی، به تیم همیلتون بولداگز میپیوندد و در مسیر رسیدن به لیگ ملی هاکی، با رفتارهای سمی و چالشهای سخت روبهرو میشود.
دو اسکیتباز جوان که از نظر شخصیت کاملاً متفاوت هستند، برای اجرای یک برنامهٔ دونفره در اسکیت روی یخ با هم تیم میشوند. با نزدیکتر شدنشان در طول زمستان، مرز میان «همتیمی بودن» و «چیزی بیش از آن» کمکم محو میشود و ...
مردی پس از مدتی دوری، با پیوستن به یک لیگ شبانه هاکی روی یخ، مهارت های گذشته خود را احیا می کند.
آنها پسران بد هاکی بودند؛ تیمی که توسط مردی با ارتباطات مافیایی خریداری شد، توسط پسر ۱۷ سالهاش اداره میشد و به همان اندازه که بازیشان خوب بود، به خشونت زیاد شهرت داشتند.
وقتی دختر جوانی میخواهد به عنوان دروازهبان به تیم هاکی دبیرستانش بپیوندد، با مقاومتهایی روبرو میشود، اما در این میان حمایتهایی نیز دریافت میکند؛ به خصوص از طرف ستاره خط حمله تیم.