رحمت به جزایر متعددی در یک شورهزار وسیع سفر میکند تا اشک ساکنان را برای هدفی نامعلوم جمعآوری کند. در این سفر مرموز، پسری جوان که به دنبال پدرش میگردد با او همراه میشود. با نزدیک شدن به پایان سفر، نقدی تند و تیز از ساختار قدرت سیاسی در ایران شکل میگیرد.