وقتی ماریون کرین، منشیِ کلاهبردارِ یک بنگاه معاملات ملکی، با یک بغل پول نقد و امیدِ شروعِ زندگیِ تازه فرار میکند، سر از متلِ بدنامِ بیتس درمیآورد؛ جایی که مدیرش، نورمن بیتس، از مادرِ خانهنشینش پرستاری میکند.
وقتی ماریون کرین، منشیِ کلاهبردارِ یک بنگاه معاملات ملکی، با یک بغل پول نقد و امیدِ شروعِ زندگیِ تازه فرار میکند، سر از متلِ بدنامِ بیتس درمیآورد؛ جایی که مدیرش، نورمن بیتس، از مادرِ خانهنشینش پرستاری میکند.
یک نقاش آمریکایی با یک صاحب نوار در یک روستای فرانسوی رابطه ای داشته و موافقت کرده است تا به شوهر قاتلش برای فرار از مجازات، فرار کند.
یک خواننده در عمارتی شوم و مرموز پناه میگیرد تا آهنگهای جدیدی برای اجرای خود بنویسد. همسر سابق او به طرز وحشیانهای به قتل میرسد و احتمال دارد که قاتل در قدم بعدی به دنبال شکار او باشد.
وقتی دو عاشق جوان در یک جاده روستایی خلوت در تکسارکنا به طرز وحشیانهای مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار میگیرند، پلیس محلی سردرگم میشود و باید پیش از آنکه «قاتل شبح» دوباره دست به قتل بزند، او را پیدا کند.
پنج مرد که در یک غار گرفتار شدهاند، برای جلوگیری از مرگ بر اثر گرسنگی، بازوی یکی از همراهان خود را قطع میکنند. پس از نجات یافتن، قربانی آنها به قصد انتقام، یکییکی به سراغشان میرود.
بازیگرانی که در یک تئاتر ساحلی مرموز در حال تمرین یک نمایش هستند، توسط یک دیوانه ناشناس یکی پس از دیگری به قتل میرسند.
پس از اینکه مادر تنفروش الی مسترز نوجوان و مشتریاش در خواب در تختخواب به طرز وحشیانهای کشته میشوند، الی به یک یتیمخانه دورافتاده فرستاده میشود که توسط زنی مرموز و دستیارش اداره میشود؛ کسانی که الی کمکم شک میکند رازهای تاریکی را پنهان میکنند.
یک جراح متوجه میشود که میتواند با به قتل رساندن زنان دیگر و استخراج مایعات از غده هیپوفیز آنها، زیبایی را به صورت زخمخورده نامزدش بازگرداند. با این حال، اثرات این کار فقط برای مدت کوتاهی باقی میماند، بنابراین او مجبور است زنان بیشتری را به قتل برساند. این…
یک زن مدیر سیرک، از جنجالهای رسانهای مربوط به یک سری قتلهای زنجیرهای به نفع خود بهرهبرداری میکند.
زنی به نام امیلی وارد هتلی میشود و به پیشخدمت هتل پیشنهاد پرداخت ۲۰۰۰ دلار میدهد تا به طور موقت با او ازدواج کند. ما به زودی متوجه میشویم که امیلی پرستار یک فرد لال و ویلچرنشین به نام هلگا است؛ کسی که سرپرست دوران کودکی یک خواهر و برادر بوده است: میریام وبس…
سیزده زن که همکلاسی قدیمی بودهاند، از یک مرتاض میخواهند تا طالع آنها را پیشبینی کند. اخباری که دریافت میکنند برای هیچکدامشان خوشایند نیست.