یاگو و یکی از همرزمانش بیرون از خانه پدر دزدمونا در ونیز هستند؛ پدری که هنوز نمیداند دخترش با اتلو فرار کرده است. یاگو به دوستش که امیدوار بود با دزدمونا ازدواج کند، اعتراف میکند که فقط برای رسیدن به اهداف خودش به اتلو خدمت میکند. ونیز برای محافظت از منافع…