یک بانکدار تلاش میکند تا پس از سرقت از بانک و به غارت رفتن تمام پولها، بانک خود را سرپا نگه دارد و شهر را از ورشکستگی نجات دهد. در این میان، سه تفنگدار وارد شهر میشوند و برای کمک دستبهکار میشوند.
یک بانکدار تلاش میکند تا پس از سرقت از بانک و به غارت رفتن تمام پولها، بانک خود را سرپا نگه دارد و شهر را از ورشکستگی نجات دهد. در این میان، سه تفنگدار وارد شهر میشوند و برای کمک دستبهکار میشوند.
پس از اینکه محمولههای طلای یک شهر معدنی به سرقت میرود، سه تفنگدار مسکیت یک هواپیما میخرند تا طلاها را با آن حمل کنند. مالک خط حملونقل برای خنثی کردن نقشههای آنها، گانگسترهای شرقی را به کار میگیرد.
اعضای گروه مسکیتیرز یک دزد اسب را دستگیر میکنند که به کمک یک قاضی فاسد از مجازات فرار میکند. آنها شروع به جمعآوری امضا میکنند تا فرماندار را به تحقیق وادار کنند، اما دوستی که طومار را به همراه دارد به قتل میرسد و استونی متهم به این قتل میشود.