هاک فقط خواب کشتن خونآشامها را نمیبیند؛ او با این فکر زندگی میکند! یک شب، آنها در محل کارش ظاهر میشوند و طبیعتاً هیچکس حرفش را باور نمیکند، به جز دوستش «رو» که یک گیاهخوار صلحطلب و نادان است. آنها با هم متحد میشوند تا شهرشان را نجات دهند!