روبی لندری با شکوفا شدن عشقش به پل تیت، معشوقه دوران دبیرستانش، سرشار از امید میشود. اما افکار مداوم درباره پدر مرموزش و مرگ مادرش، اغلب به ذهن روبی هجوم میآورند.
روبی لندری با شکوفا شدن عشقش به پل تیت، معشوقه دوران دبیرستانش، سرشار از امید میشود. اما افکار مداوم درباره پدر مرموزش و مرگ مادرش، اغلب به ذهن روبی هجوم میآورند.
بچهگربهای که توسط یک بولداگ آزار میبیند، نجاتدهندهای در قالب یک گربه سیاه (از شرکت گربه سیاه بدشانسی) پیدا میکند که کافی است از جلوی راه سگ عبور کند تا اتفاق بسیار بدشانسانهای برای آن سگ قلدر بیفتد.
کورا، وارث ثروتمندی که همه چیز را برای هیجان پیدا کردن کار و زندگی مستقل رها میکند، با دیک ملاقات میکند که بیکار و کاملا بیپول است. این دو وارد یک شب پر از قمار و برد میشوند، جایی که به هر چه دست میزنند طلا میشود. خیلی زود آنها عاشق یکدیگر شده و در میان…