یک استاد ادبیات مبادی آداب و خوددار، در حالی که منتظر کارهای طلاق خود است، به طور غیرمنتظرهای مجذوب زن جوان، بیپروا و پرشور و نشاطی به نام کی میشود.
صفحه 4
یک استاد ادبیات مبادی آداب و خوددار، در حالی که منتظر کارهای طلاق خود است، به طور غیرمنتظرهای مجذوب زن جوان، بیپروا و پرشور و نشاطی به نام کی میشود.
آرنولد هیلرمن ۱۲ ساله و برادر ۱۷ سالهاش یوجین به همراه خانواده خود در مزرعهای در مونتانا زندگی میکنند. در یک حادثه، یوجین با تفنگ آرنولد کشته میشود. آرنولد که از احساساتی که قادر به درکشان نیست منزوی شده، حالا باید با خانواده داغدار خود از جمله پدر، مادر، …
جول و گیل کشاورز هستند. آنها به نظر میرسد برخلاف تمام جریانها کار میکنند و هیچ سود مالی به دست نمیآورند. گیل امید خود را برای ثروتمند شدن از دست داده است، اما جول تصمیم میگیرد برای خانوادهاش بجنگد.
پیت، یک پسر یتیم جوان، به همراه بهترین دوستش که یک اژدهای دوستداشتنی و گاهی نامرئی به نام الیوت است، به یک شهر ساحلی ماهیگیری در ایالت مین فرار میکند. وقتی نورا، نگهبان مهربان فانوس دریایی و پدرش آنها را به خانه خود راه میدهند، شیطنتهای الیوت آنها را به …
سوزان زندگی زاهدانه در یک مزرعه مخروبه را به زندگی سطحی گذشته خود به عنوان یک مدل مشهور ترجیح داده است. وقتی آنتون، یک پیک جذاب، برای بردن او به یک مأموریت کاری در ریوییرای فرانسه از راه میرسد، چنان شیفته مهمانان عجیب و غریب خانه سوزان میشود که تصمیم میگیرد…
صاحب یک غذاخوری بینراهی و دستیار جدیدش، آدمها را میکشند و آنها را خوراک خوکها میکنند.
جسد یک زن جوان در نزدیکی یک مزرعه پیدا میشود. قاضی لارشر مسئولیت پرونده را بر عهده دارد و گمان میکند که کشاورزان محلی نقشی در این قتل داشتهاند.
پنج پسر و پنج دختر ۱۳ تا ۱۹ ساله به مدت ده هفته در یک مزرعه زندگی میکنند تا از آنها فیلمبرداری شود و ببینند چه تغییرات شخصی ممکن است برای هر یک از آنها رخ دهد.
هنری دوسارد، یک جوان آمریکایی، یک مزرعه زیتون زیبا اما بسیار رها شده را در جنوب فرانسه به ارث میبرد و مصمم است با وجود هشدارهای کشیش محلی و یک دختر روستایی زیبا، آن را دوباره فعال کند. دوسارد که به شدت به کارگر نیاز دارد، به سراغ عجیبترین گروه چیدن زیتون می…
یک بیوه جنگی به همراه پسر خردسالش، یک مزرعه را در کنار مادرشوهر سلطهجویش اداره میکند. وقتی خبرنگاری برای مصاحبه با او میآید، رابطهای عاطفی میان آن دو شکل میگیرد. اما مشخص میشود که مرد متاهل است و همسرش را ترک نخواهد کرد. در همین حال، برادر بزرگتر زن تلاش…
ژوزف ۲۰ ساله و خواهر ۱۶ سالهاش سوزان، همراه با مادر بیوه خود در شرایط بیرحمانه یک سرزمین بیگانه و خشن زندگی میکنند. مادرشان تلاش میکند با درگیر کردن آنها در مزرعه برنج مخروبه خانواده، کنترل فرزندانش را حفظ کند. با این حال، این خواهر و برادر به دنبال آزادی…
یک دامدار عهد میکند که از پنج مردی که مسئول مرگ پدرش هستند انتقام بگیرد.
یک سارق بانک مجروح، خانه برادرش را به تصرف خود درمیآورد.
در یک مزرعه مخروبه در حومه یک منطقه بیابانی و دورافتاده در آمریکا، موجودی ذهن برخی از انسانها و حیوانات محلی را تسخیر میکند و قادر است از طریق چشمان آنها ببیند و کارهایشان را کنترل کند.
باستر پس از اینکه متوجه میشود یک مزرعه از یکی از اقوام قدیمیاش به او ارث رسیده، شغل خود را رها میکند.
یک کشاورز لجباز به تنهایی فرزندانش را بزرگ میکند. وقتی دختر بزرگش خواستگاری پیدا میکند، پدر تا مرز جنون و آشوب پیش میرود، اما وقتی آسیب میبیند و مجبور میشود اداره مزرعه را به دخترش بسپارد، ناچار میشود لحن خود را تغییر دهد.
بحران اقتصادى در دههى 1930 امریکا ، بقاى خانوادهى « جود » را به خطر انداخته است. « تام » ( فاندا ) ، پسر بزرگ خانواده که به تازگى از زندان آزاد شده همه را وا مىدارد بار سفر ببندند و به کالیفرنیا کوچ کنند...
آن شرلی، دختر یتیم، توسط متیو کاتبرت کشاورز و خواهرش ماریلا به سرپرستی پذیرفته میشود؛ در حالی که آنها منتظر فرستاده شدن یک پسر بودند تا در کارهای مزرعه به آنها کمک کند. آنها آن را میپذیرند و او به سرعت خود را در دل آنها و اهالی روستا جا میکند.
مولی، بزرگترین فرزند گروهی از کودکان یتیم است که به عنوان برده در مزرعهای پنهان در اعماق یک باتلاق کار میکنند. او باید بقیه بچهها را نجات دهد، چرا که ارباب سنگدل آنها تصمیم گرفته است یکی از آنها را سر به نیست کند.
یک دختر روستایی متوجه میشود که یک شاهزاده خانم است و توسط گردبادی به سرزمین از فرستاده میشود.
92 عنوان، صفحه 4 از 4