رورو، یک کارگر مهاجر در پارکهای سوئد، عاشق دوستدخترش است اما در آستانه ازدواج با دختر دیگری قرار دارد تا مانع از بازگرداندن او به لبنان شود. در همین حال، بهترین دوست رورو، مونس، با مشکلات جدی در رابطه جنسی خود مواجه است.
رورو، یک کارگر مهاجر در پارکهای سوئد، عاشق دوستدخترش است اما در آستانه ازدواج با دختر دیگری قرار دارد تا مانع از بازگرداندن او به لبنان شود. در همین حال، بهترین دوست رورو، مونس، با مشکلات جدی در رابطه جنسی خود مواجه است.
فارگو، داکوتاي شمالي. «مارج گاندرسن»، پليس محلي، زن بارداري است که تحمل، سادگي و رفتار مهربانش، ذکاوتش را پنهان کرده است. وقتي جسد دو سرنشين اتومبيلي در نزديکي جسد يک پليس کشف مي شود، «مارج» اين اتفاق را با پرونده دو خلافکار به نام هاي «کارل» و «گيار» کنار هم …
نیکاندر، یک زبالهجمعکن و کارآفرین مشتاق، وقتی شریک تجاریاش میمیرد، نقشههایش برای موفقیت نقش بر آب میشود. یک شب، او با ایلونا، صندوقدار بدشانس یک سوپرمارکت محلی آشنا میشود. به تدریج و با تردید، پیوندی میان آن دو شکل میگیرد.
والت فروشنده تنها در یک فروشگاه شبانهروزی است که عاشق یک کارگر مهاجر مکزیکی به نام جانی شده است. اگرچه والت وجه مشترک چندانی با معشوق خود ندارد، حتی زبان مشترک، اما تمایل او به داشتن جانی باعث بیداری جنسی او میشود که به یک مثلث عشقی پیچیده میانجامد.