در جریان افتتاحیه یک وسیله بازی جدید، کوسهها به یک پارک آبی ساحلی نفوذ میکنند و یک نجاتغریق و رئیس پلیس شهر را مجبور میکنند تا برای مهار هرجومرج و نجات جان بازدیدکنندگان از تبدیل شدن به طعمه، دست به کار شوند.
در جریان افتتاحیه یک وسیله بازی جدید، کوسهها به یک پارک آبی ساحلی نفوذ میکنند و یک نجاتغریق و رئیس پلیس شهر را مجبور میکنند تا برای مهار هرجومرج و نجات جان بازدیدکنندگان از تبدیل شدن به طعمه، دست به کار شوند.
یک دانشآموز سختگیر و پیرو قوانین به گروه نجاتغریقهای یک باشگاه پیوسته و بهسرعت متوجه میشود که بیشتر تمرکز آنها روی تفریح و مهمانی است. طی تابستان، مایک برای اولین بار یاد میگیرد که چطور از زندگی لذت ببرد و ...
فیلم ماجرای دو نجات غریق است که باید از یک توطئه جنایی در سواحل کالیفرنیا پرده بردارند و از کارشان دفاع کنند و …
"ای.جی" و "موس" بهترین دوستانی هستند که از هیچ شیطنتی رویگردان نیستند. آخرین ایدهی آنها برای پول درآوردن، فروش آبجو دستساز است که البته نقش بر آب میشود. اما ناامید نمیشوند و تصمیم میگیرند مدیریت غرفهی خوراکی استخر شهر را به عهده بگیرند. همهچیز خوب پی…
یک نوجوان جامعهگریز و دوستدار محیطزیست به نام "اِیجی" بالاجبار به همراه خانوادهاش به یک پارک ساحلی میرود و در آنجا توسط یک نجاتغریق به نام "آیسلا" که از قضا علایق مشترکی با "اِیجی" دارد، فریب میخورد و ...
داستان چهار شخصیت که زندگیشان در میان شلوغی و هیاهوی شهربازی کانی آیلند در دهه ۱۹۵۰ به هم گره میخورد: جینی، بازیگر سابق و بیثبات از نظر عاطفی که اکنون به عنوان پیشخدمت در یک رستوران صدففروشی کار میکند؛ هامپتی، شوهر خشن و متصدی چرخوفلک جینی؛ میکی، نجاتغر…
موریسیو، نجات غریق یک ساحل شیلیایی، خود را نمونهای از کارآمدی و حرفهای بودن میداند. با این حال، همکارانش نظر دیگری دارند و درباره اینکه چرا او هرگز وارد آب نمیشود گمانهزنی میکنند. اولین مستند بلند و از نظر بصری زیبای مایته آلبردی، جذابیت یک داستان کوتاه …
ریک یک نجاتغریق در شهرستان لسآنجلس است که در دهه سی زندگیاش به سر میبرد. او در مراسم پانزدهمین سالگرد فارغالتحصیلی دبیرستان، دوستدختر قدیمیاش را میبیند که اکنون مادری مطلقه است. ریک پس از عاشق شدن، به تغییر شغل و سبک زندگیاش فکر میکند.
ساندرو در رویای زنی بزرگتر از خودش است. او به عنوان نجاتغریق در ساحل کار میکند و همزمان به نیازهای تعداد زیادی از زنان تشنه رابطه جنسی که برای آخر هفته بدون همسرانشان به آنجا میآیند، رسیدگی میکند.
ملوان زبل وقتی زیتون را در استخر میبیند، برای شغل غریقنجاتی درخواست میدهد، اما بلوتو هم این شغل (و زیتون) را میخواهد. مدیر استخر، همبرگردوست، از آنها میخواهد مهارتهای خود را در یک مسابقه نشان دهند. ملوان زبل کارش را خوب انجام میدهد، تا اینکه بلوتو روش…