یک مادر تنها، به دنبال فرزند گم شدهاش به شهری زیبا اما غریب میرود، به هیچکس اعتماد ندارد، هیچ چیز جلودارش نیست اما به قتل یک مَرد به ظاهر بیگناه متهم میشود که ارتباطاتی با ایالت متحده آمریکا داشته...
یک مادر تنها، به دنبال فرزند گم شدهاش به شهری زیبا اما غریب میرود، به هیچکس اعتماد ندارد، هیچ چیز جلودارش نیست اما به قتل یک مَرد به ظاهر بیگناه متهم میشود که ارتباطاتی با ایالت متحده آمریکا داشته...
یک روز تابستانی، توماس به یک لوکوموتیو قدیمی و رهاشده به نام هیرو برخورد میکند. هیرو که به شدت نیاز به تعمیر دارد، با خطر فرستاده شدن به قبرستان آهنآلات روبرو است؛ بنابراین توماس و دوستانش باید با همکاری یکدیگر، هیروی بیچاره را از این سرنوشت نجات دهند.
رایان که یک خبره در تعدیل نیرو شرکت هاست ، درست در زمانی که درمرز رسیدن به رکورد ۱۰ میلیون مایل پرواز می باشد به دلایلی زندگیش تهدید می شود…