سارا با خبر نامزدی به زادگاهش برای هانوکا می رود. پس از بازگشت متوجه می شود که پدرش دچار حمله قلبی شده و اوضاع از کنترل خارج شده است و ...
سارا با خبر نامزدی به زادگاهش برای هانوکا می رود. پس از بازگشت متوجه می شود که پدرش دچار حمله قلبی شده و اوضاع از کنترل خارج شده است و ...
یک معرف ازدواج، مولی و جیکوب را به هم معرفی میکند، اما رابطه عاشقانه جدید آنها زمانی محک میخورد که متوجه میشوند صاحبان دو اغذیهفروشی رقیب هستند. آیا یک معجزه در جشن حنوکا میتواند آنها را در کنار هم نگه دارد؟
یک خواستگار ناشناس برای هر شب از عید حنوکا، هدیهای برای سارا که یک اپتومتریست است میفرستد. او در مسیر یافتن این تحسینکننده مخفی، متوجه میشود که عشق واقعیاش ممکن است کسی باشد که هرگز انتظارش را نداشته است.
در حالی که کریستینا رستورانش را برای شلوغترین زمان سال آماده میکند، نتیجه یک آزمایش دیانای به دستش میرسد که نشان میدهد او یهودی است. این کشف او را به سمت خانوادهای جدید و یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره در طول هشت شب جشن هدایت میکند.