داستان فیلم درباره مردی جوان به نام درو است که با نزدیک شدن به پایان دهه بیست سالگی، تصمیم میگیرد از شغل خود دست کشیده و زندگی جدیدی را آغاز کند. اما او به زودی متوجه میشود که نمیداند با این آزادی تازه یافته چه کند و ...
داستان فیلم درباره مردی جوان به نام درو است که با نزدیک شدن به پایان دهه بیست سالگی، تصمیم میگیرد از شغل خود دست کشیده و زندگی جدیدی را آغاز کند. اما او به زودی متوجه میشود که نمیداند با این آزادی تازه یافته چه کند و ...
زنی مطرود از جامعهی مورمونها که زندگی پرفراز و نشیبی داشته، ناگهان با خبر میشود پدرِ بدرفتارش در حال مرگ است. او با مردی که دوست نزدیک و گاهی همراه اوست، سفری جادهای طولانی را آغاز میکند تا با گذشتهی خود و رابطهاش با پدر کنار بیاید. این سفر فرصتی برای ا…
وقتی آندرس و ناتالیا به طور تصادفی با هم ملاقات می کنند ، باعث می شود که رفته رفته تحت تاثیر یکدیگر قرار گیرند اما موضوعاتی از گذشته ناتالیا رابطه شان را تهدید می کند که ...
گروهی از دوستان قدیمی کالج در یک تعطیلات آخر هفته برای تجلیل از بازنشستگی مربی که آنها را گرد هم آورده بود ، دوباره دور هم جمع می شوند و خاطرات عاشقانه گذشته را دوباره مرور میکنند و ....
در اولین روز آزادی، یک فرد سابق دار قبل از این که گذشته خشونت آمیزش دوباره به سراغش بیاید، باید با فرزند آشفته خود ارتباط برقرار کند ...
این فیلم داستان دختری جوان به نام سامانتا کینگستون را روایت میکند که در یک تصادف رانندگی کشته میشود، ولی او در همان روز زنده میشود تا بتواند کارهای نیمه تمامش را به اتمام برساند و همه چیز را درست کند ...
جک ( مارک داپلس ) مرد جوانی است که به دلیل مرگ برادرش از یک سال پیش تاکنون در افسردگی شدید به سر می برد. در این اوضاع، آیریس ( امیلی بلانت ) دوست صمیمی جک و نامزد سابق برادرش، از او درخواست می کند تا برای بهبود شرایط زندگی اش مدتی به کلبه دور افتاده و خالی از …
یک کتابدار بیش از حد رمانتیک معتقد است که تنها پس از سه قرار ملاقات، نیمه گمشده خود را پیدا کرده است، اما دوستانش بیشتر نگران ناآرامیهای سیاسی هستند که در نهایت به یک کودتای راستگرایانه منجر میشود.
مِگان دختر جوانی است که به تازگی با پیشنهاد سرسختانه ی ازدواج مواجه شده است و برای خارج شدن از فشار این درخواست تصمیم می گیرد به مدت یک هفته از خانه به دور باشد تا بتواند به درستی تصمیم بگیرد. برای همین به دیدار دوست جدیدش آنیکا که با پدرش زندگی می کند ، می رو…
دو برادر سابق وسایل خود را جمع کرده و راهی یک سفری ماجراجویی به مناطق شمالی و یخ زده می شوند...
یک بازیگر زن مبتلا به بیخوابی با روزهای رو به افول دوران حرفهای خود مواجه است که خواهرزادهاش به خانه او در مالیبو میآید.
کنت، مرد جوانی است که موفق شده ماشین زمان اختراع کند و امیدوار است به کمک آن بتواند به گذشته سفر کند. او برای سفر خود به همسفر نیاز دارد به همین جهت در روزنامه آگهی می دهد و پس از مدتی همسفرانش را پیدا می کند اما آیا کنت واقعا می تواند در سفر زمان کند؟
تنش بین یک کارگردان و بازیگر زن نقش اصلیاش در صحنه فیلمبرداری یک فیلم کمبودجه با صحنههای صریح جنسی بالا میگیرد. با شکلگیری احساسات واقعی میان این بازیگر زن و همبازیاش، حسادت کارگردان فوران میکند و او شروع به خرابکاری در پروژه تولیدی خود میکند.
جاش، یک نوازنده که برای گذران زندگی تلاش میکند، در یک حراجی ایبی برنده یک صندلی راحتی قدیمی میشود. از آنجایی که او در نیویورک زندگی میکند و صندلی در آتلانتا است، این موضوع مشکلساز میشود. او از دوستدخترش امیلی میخواهد که در این سفر همراهیاش کند و برادر…