یک موجود افسانهای خبیث با وارد شدن به زندگی یک زوج به نامهای مارینا و رومان تلاش میکند تا آنها را نابود کند. وی قرنها پیش در یک دریاچه غرق شده بوده است و اکنون مارینا باید تلاش کند تا بر ترسش غلبه کرده و از جنگ با این هیولا جان سالم به در ببرد…
یک موجود افسانهای خبیث با وارد شدن به زندگی یک زوج به نامهای مارینا و رومان تلاش میکند تا آنها را نابود کند. وی قرنها پیش در یک دریاچه غرق شده بوده است و اکنون مارینا باید تلاش کند تا بر ترسش غلبه کرده و از جنگ با این هیولا جان سالم به در ببرد…
تریش و دب مردوخ در زندگی مشترک خود دچار یکنواختی شدهاند. آنها پس از ۱۴ سال زندگی مشترک و بزرگ کردن دو دختر، خود را در میان یک بحران میانسالی میبینند که در آن غم و اندوه و کششهای جدید، کانون خانوادهشان را تهدید میکند.
«راکي» (استالون) هنوز غم از دست دادن همسرش را مي خورد که سه سال پيش بر اثر بيماري سرطان درگذشته است. وقتي «ميسن» (تارور)، قهرمان سنگين وزن بوکس، احتياج پيدا مي کند شهرت خود را احيا کند، کارگزارش به «راکي» پيشنهاد مي دهد آن دو مسابقه اي نمايشي برگزار کنند...
در ۷ ژانویه ۱۹۷۲، پایگاه کره جنوبی در نها ترانگ ویتنام، یک پیام رادیویی از یک جوخه مفقودشده دریافت میکند که گمان میرفت همگی کشته شدهاند.
در شب هالووین، گروهی از نوجوانان بیحوصله تصمیم میگیرند جسدی را از سردخانه محلی بدزدند و به قبرستانی در آن نزدیکی ببرند؛ آنها در آنجا یک مراسم شیطانی اجرا میکنند و ناخواسته یک قاتل زنجیرهای تشنه به خون را زنده میکنند.