داستان فیلم در مورد دو نگهبان فانوس دریایی در جزیرهای اسرار آمیز در کشور انگلستان و در دهه 1980 میلادی است که به مدت چهار هفته باید به عنوان نگهبان در این فانوس دریایی حضور داشته باشند.
داستان فیلم در مورد دو نگهبان فانوس دریایی در جزیرهای اسرار آمیز در کشور انگلستان و در دهه 1980 میلادی است که به مدت چهار هفته باید به عنوان نگهبان در این فانوس دریایی حضور داشته باشند.
این فیلم با الهام از داستانی واقعی ، داستان زندگی یک زوج در یک فانوس دریایی را روایت میکند. بعد از مدتی مرد حال خوبی ندارد و بیمار است. این فیلم کار ، تلاش و مبارزه همسری فداکار برای مراقبت از شوهر بیمارش را به تصویر میکشد و…
سه نگهدارندهی فانوس دریایی به نامهای توماس، جیمز و دونالد که وظیفهی ادارهی فانوس دریایی را دارند، به جزیرهی کوچک میروند. اما پس از مدتی آنها ناپدید میشوند و هرگز پیدا نمیشوند و…
در حوالی قطب جنوب، یک کشتی به جزیرهای متروک و دور از تمام مسیرهای کشتیرانی نزدیک میشود. مرد جوانی مسافر این کشتی است که قرار است ناظر هواشناسی باشد. او باید به تنهایی در انتهای زمین زندگی کند. او در بدو ورود به جزیره دنبال مردی میگردد که قرار است جایگزینش …
داستان فیلم درباره مردی به نام تام (مایکل فاسباندر) می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق ایزابل (آلیشیا ویکاندر) می شود و در آن سو، ایزابل نیز دلباخته تام می شود تا عاشقانه ای دلنشین میان این دو شکل بگ…
داستان انیمیشن درباره دخترکی به نام سائوریس میباشد که آخرین بازمانده سلکیها (در افسانههای ایرلندی و اسکاتلندی به زنانی اطلاق میشود که از خوک دریایی به انسان تغییرشکل میدهند) است. سائوریس از خانه مادربزرگش فرار میکند تا به دریا سفر کند و پریانی را که در د…
مردیت زنی ۳۵ ساله و مجرد است که در سال ۱۹۲۸ به همراه عمویش که نگهبان جدید فانوس دریایی است، وارد یک جزیره دورافتاده میشود.
پیت، یک پسر یتیم جوان، به همراه بهترین دوستش که یک اژدهای دوستداشتنی و گاهی نامرئی به نام الیوت است، به یک شهر ساحلی ماهیگیری در ایالت مین فرار میکند. وقتی نورا، نگهبان مهربان فانوس دریایی و پدرش آنها را به خانه خود راه میدهند، شیطنتهای الیوت آنها را به …
لویی فیلیپ فورشوم، مدیرعامل مستبد یک شرکت فرانسوی طراحی و تولید قایقهای بادبانی، در یکی از فورانهای خشم همیشگی خود، طراحش آندره کاستانیه را اخراج میکند؛ غافل از اینکه این مرد تنها شانس او برای بستن یک قرارداد حیاتی با سرمایهدار ایتالیایی، مارچلو کاچیاپروتی…
یک نگهبان پیر فانوس دریایی که با دخترش زندگی میکند، مخفیانه با دادن پسماندهای غذا و ماهی از یک مرد ماهینمای ماقبل تاریخ نگهداری میکند. یک روز او فراموش میکند به موجود غذا بدهد و جهنمی به پا میشود.
دختربچهای به نام استار با یک نگهبان فانوس دریایی زندگی میکند که او را هنگام غرق شدن والدینش نجات داده است. یک مامور رسیدگی به غیبت از مدرسه تصمیم میگیرد که او باید به مدرسه شبانهروزی برود، اما او توسط اقوامش نجات مییابد.