سالها جنگ مردم را به فقر کشانده است و فرقه سلین مجبور میشود برای تهیه پول غذا برای نیازمندان، دوباره به غارت قبرها روی آورد. جیانگ یو به همراه عمویش و گروهی از دانشمندان به قبر دیگری میروند، بیخبر از اینکه چه خطراتی در انتظار آنهاست.
سالها جنگ مردم را به فقر کشانده است و فرقه سلین مجبور میشود برای تهیه پول غذا برای نیازمندان، دوباره به غارت قبرها روی آورد. جیانگ یو به همراه عمویش و گروهی از دانشمندان به قبر دیگری میروند، بیخبر از اینکه چه خطراتی در انتظار آنهاست.
در این استندآپ کمدی خندهدار و اعترافگونه، درو مایکل مشکلات خود را با روابط عاطفی، رسانههای اجتماعی و استفاده از کمدی به عنوان درمان مطرح میکند.
ایتن که همیشه مرد مهربان و دلسوزی بوده است، در روز کریسمس در یک واقعیت جدید بیدار میشود. او در ابتدا شیفته زندگی جدید خود میشود، اما به زودی متوجه میشود که این زندگی آن چیزی نیست که فکرش را میکرد.
تولد ۳۰ سالگی لیا در شب کریسمس است، یعنی همان روزی که عروسی برادرش برگزار میشود. کراش دوران کودکی او برای عروسی به شهر بازگشته و مصمم است مطمئن شود که تولد لیا نادیده گرفته نمیشود.
جسیکا رابرتز مالک محبوبترین زمین فروش درخت کریسمس در شهر زیبای هادسن اسپرینگز در نیوانگلند است. اما وقتی کلی مور، مدیر بازاریابی یک شرکت بزرگ، یک فروشگاه زنجیرهای بزرگ را در منطقه راه میاندازد و شروع به فروش درخت میکند، کسبوکار جسیکا به خطر میافتد. با با…
کریستینا چنس، اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی، تصویری از یک خانواده بینقص را تبلیغ میکند. امسال او این شانس را دارد که به چهره تبلیغاتی برند لایفاستایل «لاو هندلز» تبدیل شود، به این شرط که ویژهبرنامه شب کریسمس او حداقل دو میلیون بازدید و تعامل جذب کند. این کار…
کلر، هماهنگکننده استعدادها، برای نجات نمایش کریسمس هتل خانوادگیاش مجبور میشود از دوستپسر سابقش رایان کمک بخواهد؛ گیتاریست اصلی یک گروه اکنون مشهور که سالها پیش کلر را از سمت مدیریت برنامههایشان اخراج کرده بود.
بروک بنت برای کریسمس به ایرلند میرود تا به دنبال ریشههای ایرلندی خود بگردد. او در آنجا با ایدن هارت، ارل گلازلو ملاقات میکند. بروک که به اشتباه به عنوان یک برنامهریز مجالس مجلل شناخته شده، استخدام میشود تا میزبانی مهمانی حماسی کریسمس قلعه او را بر عهده بگ…
مایا و الکس، دوستان قدیمی دوران دبیرستان، در ایام کریسمس با هم همکاری میکنند تا نانوایی مکزیکی عموی الکس را بفروشند؛ نانوایی معروفی که به خاطر کلوچههای زنجبیلیاش شناخته میشود و مشتریان معتقدند آرزوها را برآورده میکند.
یک خواستگار ناشناس برای هر شب از عید حنوکا، هدیهای برای سارا که یک اپتومتریست است میفرستد. او در مسیر یافتن این تحسینکننده مخفی، متوجه میشود که عشق واقعیاش ممکن است کسی باشد که هرگز انتظارش را نداشته است.
66,796 عنوان، صفحه 1499 از 6680
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.