Silo (2023)
سیلو
داستان سریال در زمان آینده و در دنیایی ویران شده روایت میشود و در مورد مردان و زنانی است که در یک سیلوی غول پیکر در اعماق زمین زندگی میکنند. این سیلو دارای قوانین خاصی است که به اعتقاد ساکنین آن، برای محافظت از انسانها در برابر دنیای سمی و ویران شده خارج طراحی شده، اما ....
به این سریال امتیاز بدهید
بازیگران
دانلود سریال
آخرین بهروزرسانی قسمت 7 از فصل سوم اضافه شد. سوابق بهروزرسانی
- نسخه دوبله پارسی فصل سوم قسمت 6 اضافه شد.
همهی فیلمها و سریالهای مای موویز کامل و بدون سانسور و بدون حذفیات هستن.
در حال بارگذاری قسمتها…
برچسبها
سریالهای مشابه
دیدگاهها (538)
سریال جذابیه.ریتم سریالو دوس دارم نه تنده نه کند رازالود بودن سیلو هنوز جذابه برا منی ک تا قسمت ۶ دیدم سرنخ های هرقسمت جذابه
134
دم واحد دوبله گرم که خیلی سریع قسمت یک فصل دوم دوبله کرد و از مای مویز تشکر که قرار داد
75
ده هزار انسان در زمین باقیمانده و مجبور شدهاند که به علت هوای سمی کره زمین، در سیلوهای غولپیکر زیرزمینی که عمقی به میزان صدها طبقه دارند، زندگی کنند.
در این مکانها مردم در جامعهای زندگی میکنند که پر از آئیننامههای نوشته شده برای محافظت از آنها میباشد اما هیچکس نمیداند که چرا و چه زمانی این سیلوها ساخته شدهاند.
*یک قانون اساسی و مهم بر سیلو حاکم است:* "نگو که میخوای بری بیرون"، اگر چنین حرفی بزنی به راحتی از سیلو خارج میشوی، ولی دیگر راه بازگشتی به وجود ندارد!
سیلو با نام قبلی پشم یک مجموعه تلویزیونی علمی تخیلی است که توسط گراهام یوست و به کارگردانی مورتن تیلدوم و بر اساس مجموعه رمانهای سیلو اثر نویسنده هیو هوی ساخته و نوشته شده است.
فیلمنامه این سریال را نیز جسیکا بلر، اینگرید اسکاجدا، آریک آولینو، کیسی پاپاس، جفری وانگ و گراهام یوست براساس مجموعه کتابهایی پرفروش به همین نام نوشته هیو هوی، به نگارش درآورده
در این مکانها مردم در جامعهای زندگی میکنند که پر از آئیننامههای نوشته شده برای محافظت از آنها میباشد اما هیچکس نمیداند که چرا و چه زمانی این سیلوها ساخته شدهاند.
*یک قانون اساسی و مهم بر سیلو حاکم است:* "نگو که میخوای بری بیرون"، اگر چنین حرفی بزنی به راحتی از سیلو خارج میشوی، ولی دیگر راه بازگشتی به وجود ندارد!
سیلو با نام قبلی پشم یک مجموعه تلویزیونی علمی تخیلی است که توسط گراهام یوست و به کارگردانی مورتن تیلدوم و بر اساس مجموعه رمانهای سیلو اثر نویسنده هیو هوی ساخته و نوشته شده است.
فیلمنامه این سریال را نیز جسیکا بلر، اینگرید اسکاجدا، آریک آولینو، کیسی پاپاس، جفری وانگ و گراهام یوست براساس مجموعه کتابهایی پرفروش به همین نام نوشته هیو هوی، به نگارش درآورده
61
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
100 ها سیلو ساخته شدهدر هر سیلو 10.000 نفر زندگی میکنند ..هوا هنوز آلوده است.او تصاویر گل و سبزه بخاطر مونیتور کلاه کاسکت شون است .
-3
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
اگه هوا الوده بود و تصاویر زیبا بخاطر کلاهشون بوده پس چرا اون پیرمرده که همه کاره بود به معاونش گفت"اون فهمید". من اینجاشو نفهمیدم قضیه چی شد اخرش خیلی مبهم بود چون اگه هوا الوده بود پس چرا پنهان کاری میکردن؟؟!!
1
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
میدونی چرا توی مانیتور کلاسشون تصویر گل وبلبل نشون میدادن به فرد احراجی؟واسه اینکه مجبورش کنن لنز دوربینو تمیز کنه که به خیال خودش بقیه هم بتونن فضای رویایی بیرونو ببینن. چراکه اگه میدیدن که زمین خشک وبی حاصله هنوز و امیدی به زنده بودن دیگه نداشتن وکیلی به تمیز کردن لنزها وداخل سیلوییها هم کسی رو نداشتن که بره جانفشانی کنه ولنزها روتمیز کنه.
1
چطور هوا سمیست که پرنده ها پرواز میکنن؟
-3
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
نظر من اینه که دادگستری درون مخزن اکسیژن آدمایی که میرن نظافت گاز سمی تزریق کرده تا همشون به لقاالله سر بخورن
7
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
منم همین فکرو میکردم ولی اگه قسمت اخرو دیده باشی وقتی میخواد از تپه بره بالا یه نوار مغناطیسی هست که اون باعث مرگ افراد میشه
17
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
آفرین دقیقا پیر زن هم نواری قبلا دزدیده بودن رو بهش داد چون اون نوار جذب مغناطیسی رو نداره و دقیقا در طول فیلم هم چندین بار اشاره کردن چرا دزدیدن اون نوار های بی ارزش انقدر براشون با ارزشه ک ول کن نیستنواقعا دمت گرم به چ چیزه خوب و درستی اشاره کردی
دختره نمرد چون نوار دور دستکش اون از اون نوار های دزدیده شده بود ک بچه های تدارکات از طریق پیرزنه ک یکی از اون سه تا نوار دزدیده شده رو ک نگه داشته بود به لباس و دستکش اون بستن حالا جای جالبش اینجاست ک اون پیرزن از کجا در مورد اهمیت این نوار ها خبر داشت
2
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
هوای زمین سمی نیستمیخوان اینگونه تصور بشه تا بتونن به مردم سیلو حکومت کنند
-4
در انتهای قسمت ده، اگر دقت کنید منظره سر سبز بیرون افکت بود. چون کلانتر زن جنازه ها رو نمیدید و بجایش تخته سنگ میدید. وقتی به سنگی که کنار درخت بود و می بایست محل جنازه کلانتر قبلی باشد، دست زد متوجه کامپیوتری بودن افکت ها بخاطر لرزش تصویر شد. در واقع به جنازه ها دست زده بود ولی مانیتور کلاهش افکت سنگ نشان می داد. چون متوجه ماجرا شد لذا نشان کلانتر را روی جنازه کلانتر گذاشت تا ادای احترام کند. همان لحظه شهردار گفت اون فهمید. یعنی فهمیده منظره سرسبز بیرون و تصویر مانیتور دروغ است و اونجا واقعا جنازه کلانتر قبلی است. چند ثانیه قبلتر هم شهردار گفت به درخت نمیرسه و کارش تمومه. چون هوای بیرون آلوده است و لباس ها نشتی داشتند. اما لباس کلانتر زن بخاطر استفاده از نوار صحیح، عایق بندی درست داشت و کلانتر زن هوای بیرون رو تنفس نمی کرد. کلانتر زن که متوجه شد چرا نمرده است نگاهی به نوار روی دستش کرد و گفت بچه های تدارکات خیلی شریف هستند چون با عایق بندی درست زنده مانده است. در ادامه علاوه بر سیلوها، ساختمان های بزرگی را در تصویر واقعی دیدیم که محل زندگی بانیان است. این فیلم قصد نشان دادن تئوری وجود هزاران زندگی دیگر در سیارات را دارد. اما همه توسط موجوداتی باهوش کنترل می شوند و اجازه فهمیدن حقیقت بیرون بصورت صحیح را نمی دهند. آنها حق زندگی در محدوه سکونت خود و با قوانین معین را دارند و هر کسی بخواهد از خارج از محل زندگیش سردربیاورد کشته می شود. قبل از مرگ هم یک تصویر دروغین زیبا از دنیای بیرون به وی نشان می دهند تا مرگی شاد داشته باشد. این تصویر همان بهشت و حس رهایی از زندگی قبلی است. البته این مساله خیلی بصورت درست نمایش داده نشده و ضعف فیلمنامه است. اون دریاچه و درب زیر آن هم تمثیلی از تونل های زمان جهت سفر به دنیاهای دیگر است که هر کسی آن را پیدا کند امکان ارتباط با دنیاهای دیگر را خواهد داشت. حالا چرا تصویر افکت یکهو قطع شد؟ دقت کنید زمانی که کلانتر از خط دایره دور سیلو عبور میکند افکت قطع شده و تصویر واقعی می شود. این مساله دقیقا فرضیه تخت گراها است که میگن زمین دایره است و اطرافش دیوار است و اجازه عبور از دیوار و دیدن آنسوی آن را نداریم. دایره دور سیلو دقیقا مطابق نظریه تخت گراها است.که معتقدند ما در داخل یک گنبد محصور هستیم و اصلا فضا وجود ندارد و همه چیز داخل این گنبد توسط یک نیروی دیگر کنترل می شود.
53
چندتا نکته رو جا انداختی ..... اول از اینکه اگر بیرون سرسبز نیست پس چرا وقتی برق ها رفت یک لحظه بیرون سرسبز نشون داده شد در نمایشگر کافه تریا ؟.... دوم اینکه اگر بیرون سرسبز نیست این همه بگیر ببند سر یک هاردیسک که نشون میده بیرون سرسبز زیباست ولی حکمرانان سیلو نمیخوان مردم متوجه بشن برای چی هست ؟ اگر واقعا بیرون اینقدر بد هست چرا این همه بگیر و ببند ؟ ..... سوم اینکه لحظه ای که شهردار میگه اون فهمیده با عجله میره به سمت اتاق سرور ها و با کلید مخصوصش که روش نوشته شده 18 که بنظرم شماره سیلو هست وارد مییشه و تصویر سرسبز محیط برای کلانتر زن عوض میشه ؟ یا تصویر داخل لباس عوض کرده که بعید میدونم بنظرم رفته اطلاع بده به تاسیس کنندگان سیلو که یک نفر موفق شده خارج بشه و زنده بمونه .... و در آخر هم وقتی کلانتر از تپه بالا میره و پشت سرش نگاه میکنه جنازه های نفرات قبلی که از نمایشگر هایی داخل سیلو دیده میشن روی زمین نیستن ....... !
16
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
اسپویل کامل سریال......سریال silo از روی مجموعه کتاب سیلو یعنی wool , shift و dust ساخته شده ، تیم نویسندگی سیلو هر کتاب رو به دو فصل تقسیم کردن که کتاب اول دقیقا جای تموم میشه که جولیت به سیلو خودش برگشته ، کتاب دوم همون طور که سکانس پایانی فصل دوم نشون داد فلش بک میزنه به گذشته و چگونگی ساخت سیلوها خواهد پرداخت که ما شاهد این قضیه خواهیم بود که دولت آمریکا با گول زدن مردم جورجیا که حمله هسته ای از سوی ایران صورت گرفته و خطرات رادیواکتیو میتونه جونشو بگیره اونا رو به سیلو ها میفرسته و نسل های بعدی رو با استفاده از ماده شیمیایی که حافظشونو پاک می کنه و سانسور کردن کتاب و هر چیزی که به گذشته مربوطه اونجا نگه میداره هدفشون هم ساخت جامعه ای است که بشر روی به ما قبل علم نانو بفرسته و بتونن رو جامعه کنترل کامل داشته باشن در کتاب آخر هم داستان دوباره از همون جای شروع میشه که جولیت برگشته و جلوی پادمان رو میگرن و هوش مصنوعی سیلو رو از کار میندازن بعدها میفهمن رهبران که در سیلو شماره ۱ هستن کنترل کامل دارن و اونا در خواب انجمادی بسر میبرن و با ارتباط گرفتن با سیلو های دیگه شورش بزرگ رو رقم میزنن و آخر داستان جایی تموم میشه که جولیت با ساخت تکنولوژی و لباس های مردمش رو به بیرون میبره جایی که محدوده سم حاصل از هوش مصنوعی از بین میره و اونا به همون طبیعت سرسبزی که تو مجله جورجیا بود میرسن ، تمام
43
آدم ناامید میشه با دیدن برخی کامنت ها : ( چند نفر افتخار میکنن که نام ایران میاد در انتهای این فیلم ها و سریال ها. به قدرتش افتخار میکنن. به اینکه دنیا از ایران میترسه افتخار میکنن. خدا به همه مون کمک کنه. به قدرت جیم الف افتخار میکنین؟ ایران رو نابود کرده این جیم الف. به چی افتخار میکنین؟ به کدوم قدرت؟ به قدرت کشتار و ویرانگری؟ همون قدرتی که مردم خودمون رو هم تو خیابون به خاک و خون میکشه؟ همون قدرتی که این مصیبت اقتصادی اسفناک رو بر سرمون آورده؟ همون قدرتی که تو دنیا بی آبرومون کرده؟ همون قدرتی که محیط زیست ایران رو طبیعت ایران رو آثار باستانی ما رو هویت ما رو روح و شادی و آرامش ما رو به فنا داده؟ به این افتخار میکنین که مردم دنیا از ایران وحشت دارن؟ چرا باید آدمها از شنیدن نام کشوری به وحشت بیفتن؟ این افتخار داره؟ این ننگ داره. ای کاش به جای اینکه دنیا با شنیدم نام کشورمون به یاد تروریسم و وحشی گری و فحاشی و کشتار دسته جمعی بیفته، به یاد شکوه تاریخی و ادبی ما بیفته، به یاد بزرگی و احترام ما بیفته که یه زمانی داشت اینطور میشد...... چرا باید خودمون هم از جیم الف وحشت داشته باشیم؟ چون کورمون میکنه؟ چون می کشتمون؟ چون شکنجه مون میکنه؟ چون به بچه ها هم رحم ندارن؟ چون کاری به جز کشتن و نابود کردن و ویرانی بلد نیست؟ چون بهمون سرطان میده؟ چون ما رو ملتی بی سواد و کتاب نخون بار آورده که درباره قلیون و سیگار بیشتر اطلاعات عمومی داریم تا درباره هویت مون؟ این افتخار داره؟ چه مردم بدی هستیم. چقدر بد هستیم
38
این فیلم منو یاد فیلم madmaxمیندازه که دنیا نابود شده و گروهی زنده هستن و با قوانین خاص و رهبری خاص زندگیشونو ادامه میدن که مرگ همیشه در کمین اوناست و زندگی پر از استرس و بی عدالتی . که بزرگترین بی عدالتی مربوط به رهبریشونه که همه چیو با دیکتاتوری و خودخواهی جلو میبره( البته برا ما ایرانی ها بی عدالتی کاملا اشناست)
25
بیشتر مشابه سریال ۱۰۰ هست سریال ۱۰۰ از این سریال جذابتره ومشابه همین سریاله با هیجان بیشتر
6
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
من تا اخر فصل دوم دیدم ، جولیت با برنارد تو محفظه ای که با آتش محافظت میشه و علتش هم به یکی از پروتکل های سیلو مربوطه ( یعنی راه برگشتی نیست) اما فیلمنامه یه سوپرایز برامون داره، و اونم اینه که اگر دقت کرده باشید جولیت کاملا بصورت ناخواسته و به اجبار و نبود امکانات مجبور شد با لباس اتش نشانی برگرده به سیلو، و همین باعث میشه در برابر پروتکل اتش زنده بمونه ولی برنارد قطعا جزغاله میشه، حالا منتظریم ببینیم فصل ۳ چی برامون داره
18
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
به تصویر اخر قسمت ده دقت کنید. میبینید تو اون فضا مشابه سایلو بازم هست (زمین های دایره ای شکل ) و این نشون میده که هر سایلو میتونه قلمرو یه حکومت باشه که برای تسلط به مردم از بیرون اومدن ادما جلوگیری میکنن.علت مرگ هم همون نوار مغناطیسی بود
18
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
زیر نویس بد ترجمه کرده بود. they good in supplies یعنی این نوارها برای حفظ و نگهداری هوای داخل خوبن.به نظرم نفرات قبلی به خاطر اینکه هوای مسموم بیرون رو استشمام می کردن می مردن و دلیلش هم همین نوارهای مغناطیسی بود که کامل لباس رو نمی بستن.
14
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عوامل سایت مای موویز ....یه انتقاد و گله دارم ازتون مخاطب به شما اعتماد میکنه و دوبله رو میبینه در صورتی که ترجمه دوبله با اونچیزی که تو دیالوگ اصلی گفته میشه متفاوته....عوامل دوبله این سریال اگر باهاتون مستقیم کار نمیکنن بهتره که با همون زیر نویس ببینیم بهتره...فصل دوم قسمت اخر دقیقه 57 در مورد حمله هسته ای ایران به امریکا صحبت میکنه درصورتی که تو دوبله میگه پاکستان.......معنی اینکار مدیر گروه دوبلاژو واقعا نمیفهمم.....باز دم شما گرم که با زیرنویس بیننده رو اگاه کردین....
13
دوست عزیز دوبله مال مای موویز نیست مال گپ فیلمه و گپ فیلم واسه تحریف و تغییر موضع داستان و دور کردن ربط ایران به نابودی بشر داخل دوبله اسم پاکستانو برده اما ترجمه اصلی همون ایران هست و زیرنویس درست تر از دوبلست و اگه شما شکایت داری در ادامه با زیرنویس ببین تا بهتر متوجه شی مثل من و خب دوبله ها خیلی داخل حرفاشون سانسور میکنن حرفای واقعی رو پس شاکی گپ فیلم باش مای موویز دوبله اونو برداشته و هیچ نوع همکاری ای ندارن
1
سپاس از اگاه سازیتوتن . ...چون تو بعضی از فیلمای دوبله اول فیلم میگه مای موییز تقدیم میکند روی همون حساب بنده یه انتقاد ریز کردم......البته اینم عرض کنم که بیشتر سعی میکنم فیلمارو بازیر نویس ببینم ولی یه موقعهایی از روی تنبلی میرم سراغ دوبله شدش ...در هرصورت سپاس بابت راهنماییتون
0
سلام وقت همگی بخیر. در این نوشته سعی میکنم نظر خودم رو در چند آیتم در مورد این سریال بذارم. امیدوارم که مفید باشه:
سریال Silo فراتر از یک داستان علمی-تخیلی ساده است و در واقع بازتابی از وضعیت جوامع بسته، کنترل اطلاعات و تلاش برای رهایی از جهل تحمیلی محسوب میشود. این سریال را میتوان از چند جنبه مهم بررسی کرد:
1.جامعهای تحت کنترل و توهم آزادی
مردم سیلو باور دارند که بیرون از دنیای آنها خطرناک و کشنده است، درحالیکه این تصویر توسط سیستم کنترلکننده برای حفظ وضعیت موجود ایجاد شده است. این تم، نشاندهنده قدرت توهمات جمعی است که جوامع را در یک چارچوب مشخص نگه میدارد.
2.چرخه بسته سرکوب و بازتولید سیستم
در سیلو، نهتنها نهادهای قدرت، بلکه خود مردم نیز در سرکوب و نظارت بر یکدیگر نقش دارند. این خودسانسوری و ترس از خروج از چارچوبهای تعریفشده، سیستمی را ایجاد میکند که بدون نیاز به سرکوب فیزیکی دائماً بازتولید میشود.
3.حقیقت و فریب رسانهای
نمایشگرهایی که وضعیت بیرون را نشان میدهند، ابزار مهم تحریف واقعیت هستند. این نشانهای از نقش رسانهها و تکنولوژی در کنترل درک افراد از حقیقت است. مردم سیلو مانند جوامعی که تنها از طریق رسانههای رسمی اطلاعات دریافت میکنند، اسیر یک واقعیت دستکاریشده هستند.
4.ترس از ناشناخته و پذیرش دروغهای آرامشبخش
بسیاری از افراد درون سیلو حتی زمانی که با شواهدی از حقیقت روبهرو میشوند، تمایلی به پذیرش آن ندارند. این ترس از ناشناخته، باعث میشود که بسیاری از افراد ترجیح دهند درون چارچوبهای آشنا باقی بمانند تا اینکه با حقیقتی نامطمئن مواجه شوند.
5.نمادها و نشانههای بصری
-لباسهای تیره طبقات پایین، نشاندهنده سرکوب و سختی زندگی آنهاست.
-لباسهای رسمی طبقات بالا، نماد قدرت و کنترل هستند.
-لباس قرمز افرادی که برای "پاکسازی" فرستاده میشوند، نشاندهنده قربانیشدن در راه حقیقت است.
-مارپیچهای تصویری در تیتراژ، نشاندهنده چرخه بیپایان کنترل و مسیر سخت رسیدن به آگاهیاند.
نتیجه اینکهSilo یک استعاره قوی از وضعیت جوامع انسانی است که در آن حقیقت سرکوب میشود، مردم در یک سیستم بسته رشد میکنند و تلاش برای بیداری، هزینهای سنگین دارد. این سریال به مخاطب یادآوری میکند که بسیاری از آنچه بهعنوان "حقیقت" پذیرفتهایم، ممکن است چیزی جز یک واقعیت دستکاریشده نباشد.
شباهت با جهان بینی ها:
- افلاطون در تمثیل غار توضیح میده که انسانها درون غاری زندانیاند، تصاویری از دنیای واقعی روی دیوار به آنها نمایش داده میشود، اما چون از کودکی فقط این تصاویر را دیدهاند، باور میکنند که این تمام واقعیت است. اگر کسی از غار خارج شود و حقیقت را ببیند، وقتی بازگردد و بخواهد دیگران را آگاه کند، مسخره یا حتی کشته میشود.
در Silo، مردم در یک ساختار بسته زندگی میکنند، باور دارند که بیرون خطرناک است و هر کس که خلاف این را بگوید، مجازات میشود. حتی وقتی کسی به اجبار بیرون فرستاده میشود، یک تصویر "دنیای زیبا" را روی نمایشگرها میبینند، اما این تصویر دروغین است و حقیقت را پنهان میکند. کاملاً مشابه کسی که از غار افلاطون بیرون میآید اما مردم داخل غار باور نمیکنند که واقعیت چیز دیگری است.
- مولانا در مثنوی درباره "خواب بودن" آدمیان صحبت میکند و میگوید که ما در یک توهم و غفلت به سر میبریم، درحالیکه حقیقت فراتر از آن چیزی است که میبینیم. این شبیه سیلو است، جایی که آدمها فکر میکنند آزادی یعنی ماندن درون سیلو، اما در واقعیت در یک زندان هستند.
مولانا در شعر معروفش میگه: "ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید؟ / معشوق همینجاست، بیایید، بیایید!"
یعنی حقیقت و آزادی در درون توست، نه در جایی دوردست یا یک وعده توهمی.
در Silo هم کسانی که تلاش میکنند بفهمند "بیرون" چیست، در حقیقت به دنبال بیداری و آزادیاند، اما اکثریت مردم ترجیح میدهند در خواب بمانند و حرفهای خلاف را سرکوب کنند.
-در ماتریکس هم نئو ابتدا فکر میکند در یک جهان عادی زندگی میکند، اما بعد متوجه میشود که این فقط یک شبیهسازی است و کنترلگران نمیخواهند که او بیدار شود. همانطور که در Silo حاکمان نمیخواهند مردم بفهمند که واقعیت چیست و آزادی را تجربه کنند.
در ماتریکس، انسانها از زمان تولد به یک سیستم متصل شدهاند که ذهنشان را محدود میکند.
در Silo، مردم در یک جامعه بسته پرورش یافتهاند که حقیقت را از آنها پنهان میکند.
هر دو سیستم سعی میکنند انسانها را در جهل نگه دارند، زیرا آگاهی منجر به فروپاشی سیستم میشود.
- در سیستم راه چهارم گورجیف، انسان در "خواب" زندگی میکند و تصور میکند که بیدار است. اما بیداری واقعی یعنی شناخت توهمها و مکانیزمهای کنترلکنندهای که بر ما حاکماند.
در Silo، مردم فکر میکنند آزادی یعنی پیروی از قوانین سیلو، اما در حقیقت درون یک توهم زندگی میکنند که برایشان ساخته شده است. فقط عدهای محدود تلاش میکنند از این سیستم عبور کنند و حقیقت را ببینند. این کاملاً شبیه آن چیزی است که گورجیف میگوید:
"انسانها ماشینهایی هستند که طبق برنامهای که برایشان نوشته شده، زندگی میکنند؛ مگر اینکه بیدار شوند."
موفق باشید.
سریال Silo فراتر از یک داستان علمی-تخیلی ساده است و در واقع بازتابی از وضعیت جوامع بسته، کنترل اطلاعات و تلاش برای رهایی از جهل تحمیلی محسوب میشود. این سریال را میتوان از چند جنبه مهم بررسی کرد:
1.جامعهای تحت کنترل و توهم آزادی
مردم سیلو باور دارند که بیرون از دنیای آنها خطرناک و کشنده است، درحالیکه این تصویر توسط سیستم کنترلکننده برای حفظ وضعیت موجود ایجاد شده است. این تم، نشاندهنده قدرت توهمات جمعی است که جوامع را در یک چارچوب مشخص نگه میدارد.
2.چرخه بسته سرکوب و بازتولید سیستم
در سیلو، نهتنها نهادهای قدرت، بلکه خود مردم نیز در سرکوب و نظارت بر یکدیگر نقش دارند. این خودسانسوری و ترس از خروج از چارچوبهای تعریفشده، سیستمی را ایجاد میکند که بدون نیاز به سرکوب فیزیکی دائماً بازتولید میشود.
3.حقیقت و فریب رسانهای
نمایشگرهایی که وضعیت بیرون را نشان میدهند، ابزار مهم تحریف واقعیت هستند. این نشانهای از نقش رسانهها و تکنولوژی در کنترل درک افراد از حقیقت است. مردم سیلو مانند جوامعی که تنها از طریق رسانههای رسمی اطلاعات دریافت میکنند، اسیر یک واقعیت دستکاریشده هستند.
4.ترس از ناشناخته و پذیرش دروغهای آرامشبخش
بسیاری از افراد درون سیلو حتی زمانی که با شواهدی از حقیقت روبهرو میشوند، تمایلی به پذیرش آن ندارند. این ترس از ناشناخته، باعث میشود که بسیاری از افراد ترجیح دهند درون چارچوبهای آشنا باقی بمانند تا اینکه با حقیقتی نامطمئن مواجه شوند.
5.نمادها و نشانههای بصری
-لباسهای تیره طبقات پایین، نشاندهنده سرکوب و سختی زندگی آنهاست.
-لباسهای رسمی طبقات بالا، نماد قدرت و کنترل هستند.
-لباس قرمز افرادی که برای "پاکسازی" فرستاده میشوند، نشاندهنده قربانیشدن در راه حقیقت است.
-مارپیچهای تصویری در تیتراژ، نشاندهنده چرخه بیپایان کنترل و مسیر سخت رسیدن به آگاهیاند.
نتیجه اینکهSilo یک استعاره قوی از وضعیت جوامع انسانی است که در آن حقیقت سرکوب میشود، مردم در یک سیستم بسته رشد میکنند و تلاش برای بیداری، هزینهای سنگین دارد. این سریال به مخاطب یادآوری میکند که بسیاری از آنچه بهعنوان "حقیقت" پذیرفتهایم، ممکن است چیزی جز یک واقعیت دستکاریشده نباشد.
شباهت با جهان بینی ها:
- افلاطون در تمثیل غار توضیح میده که انسانها درون غاری زندانیاند، تصاویری از دنیای واقعی روی دیوار به آنها نمایش داده میشود، اما چون از کودکی فقط این تصاویر را دیدهاند، باور میکنند که این تمام واقعیت است. اگر کسی از غار خارج شود و حقیقت را ببیند، وقتی بازگردد و بخواهد دیگران را آگاه کند، مسخره یا حتی کشته میشود.
در Silo، مردم در یک ساختار بسته زندگی میکنند، باور دارند که بیرون خطرناک است و هر کس که خلاف این را بگوید، مجازات میشود. حتی وقتی کسی به اجبار بیرون فرستاده میشود، یک تصویر "دنیای زیبا" را روی نمایشگرها میبینند، اما این تصویر دروغین است و حقیقت را پنهان میکند. کاملاً مشابه کسی که از غار افلاطون بیرون میآید اما مردم داخل غار باور نمیکنند که واقعیت چیز دیگری است.
- مولانا در مثنوی درباره "خواب بودن" آدمیان صحبت میکند و میگوید که ما در یک توهم و غفلت به سر میبریم، درحالیکه حقیقت فراتر از آن چیزی است که میبینیم. این شبیه سیلو است، جایی که آدمها فکر میکنند آزادی یعنی ماندن درون سیلو، اما در واقعیت در یک زندان هستند.
مولانا در شعر معروفش میگه: "ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید؟ / معشوق همینجاست، بیایید، بیایید!"
یعنی حقیقت و آزادی در درون توست، نه در جایی دوردست یا یک وعده توهمی.
در Silo هم کسانی که تلاش میکنند بفهمند "بیرون" چیست، در حقیقت به دنبال بیداری و آزادیاند، اما اکثریت مردم ترجیح میدهند در خواب بمانند و حرفهای خلاف را سرکوب کنند.
-در ماتریکس هم نئو ابتدا فکر میکند در یک جهان عادی زندگی میکند، اما بعد متوجه میشود که این فقط یک شبیهسازی است و کنترلگران نمیخواهند که او بیدار شود. همانطور که در Silo حاکمان نمیخواهند مردم بفهمند که واقعیت چیست و آزادی را تجربه کنند.
در ماتریکس، انسانها از زمان تولد به یک سیستم متصل شدهاند که ذهنشان را محدود میکند.
در Silo، مردم در یک جامعه بسته پرورش یافتهاند که حقیقت را از آنها پنهان میکند.
هر دو سیستم سعی میکنند انسانها را در جهل نگه دارند، زیرا آگاهی منجر به فروپاشی سیستم میشود.
- در سیستم راه چهارم گورجیف، انسان در "خواب" زندگی میکند و تصور میکند که بیدار است. اما بیداری واقعی یعنی شناخت توهمها و مکانیزمهای کنترلکنندهای که بر ما حاکماند.
در Silo، مردم فکر میکنند آزادی یعنی پیروی از قوانین سیلو، اما در حقیقت درون یک توهم زندگی میکنند که برایشان ساخته شده است. فقط عدهای محدود تلاش میکنند از این سیستم عبور کنند و حقیقت را ببینند. این کاملاً شبیه آن چیزی است که گورجیف میگوید:
"انسانها ماشینهایی هستند که طبق برنامهای که برایشان نوشته شده، زندگی میکنند؛ مگر اینکه بیدار شوند."
موفق باشید.
13
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
سریال Lioness هم دقیقا تو قسمت آخر همچیشو چسبوند به ایران البته یک هفته ای که انتخابات بود پخش نداشت !! که خودش جای سواله که منتظر بودن رییس جمهورشون مشخص شه یا چی ؟؟؟؟ وقتی عاشق خاکت باشی حس غرور بهت دست میده که ته بهترین سریالاشون چطور از سرزمینمون میترسنای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن! اَر تو سنگ خارهای، من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟
پاینده باد خاک ایران ما
11
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
هوا سمی نیست .وقتی بیرون میرن و بیهوش میشن بخاطر اکسیژن تمیز و صافه،ریه هاشون به هوای سیلو عادت داره.
بنظرم اونایی که بیرون میرن هنوز زنده و سلامت کاملا ولی جای دیگری زندانی شدن(ممکنه هم مخفیانه کشته شدن)
سریال جذابه و داستانش خوبه اما امیدوارم پایانش رو خوب جمع کنن
11
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
ممکن هم هست داخل ماسک اکسیژن که بهوش وصل میکنن ماده سمی یا بیهوش کننده باشه چون در یک شات از بسته شدن ماسک روی سر نمای نزدیک تاکیدی گرفته شد
16
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
اره اگر دقت کرده باشین یکم تلاش میکنه همسر اون خانوم که ماسک رو از روسرش برداره ولی نمیشه
4
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
غلط... کلانتر ماسک رو از سرش برداشت ولی اونهم افتاد.
3
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
غلطه. چون جنازه قبلیها با لباس مخصوص سفیدشون تو تصویری که از بیرون نشون داد دیده شدن.
3
بنظر من که همه اشتباه میکنید ... اصل داستان برمیگرده به اون در آهنی که دوس پسر ژولیت بهش گفت یجایی زیره آبِ و تو باید پیداش کنی ... شما فکر میکنید بالای سیلو راه به بیرون داره من میگم پایین سیلو راه به دنیای واقعی داره ... سیلو در واقعه سر و تهه ، یعنی تهش سرشه و سرش تهشه .... اینم یه تئوریه .... وگرنه چرا نویسنده باید اینقدر روی اون درِ زیر آب تو اون بخش مخفی که مَته ی بزرگ قرار داشت تاکیید کنه ؟
10
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
باید بگم که حتما اون لباس های افراد یک موادی داره که وقتی تنفس میکنی بیهوش میشی و نمیمیری چون وقتی اون پلیس سیاه پوست رفت بیرون زنش رو اونجا ندید ولی تو صفحه مانیتور دستکاری شده و همچنان اونجاست. از طرفی وقتی پاور زیرزمین رو خاموش کردن تو سالن غذاخوری برای چند ثانیه کوتاه اون افکت دوربین غیرفعال شد و دنیای رنگی و سرسبز بیرون مشاهده شد ولی کسی حواسش بهش نبود.یک نکته دیگه اینکه تو تمام اتاق های سیلو دوربین کار گذاشتن و قطعا سیلو به بیرون راه داره و اون سیاه پوست کچل هم به همه چی دسترسی داره.در کل داستان خوبی داره ولی قابل پیش بینیه چون مشخصه که کسایی که بیرون راه پیدا میکنن و اینکه شکست بخورن یا پیروز بشن زیاد مهم نیست و نکته اصلی و مهم داستان بازیچگی مردم بیچاره توسط دولتمردانه که تو تمام کشورهای دنیا این امر صدق میکنه.اگه بتونن تو همین ۱۰ قسمت فصل اول تموم کنن داستان رو خیلی خوبه وگرنه کشش دادنش ارزش ندارد چون نمیتونن سریالی ۱۰۰ رو بسازن که ماجرایی باشه. کل فیلم میگه که بیرون از سیلو زندگی وجود داره ولی دولت نمیخواد که مردم آزاد و خوش باشن همین.
10
بعد از دیدن قسمت آخر فصل دوم :
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن! اَر تو سنگ خارهای، من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟
پاینده باد خاک ایران ما
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن! اَر تو سنگ خارهای، من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟
پاینده باد خاک ایران ما
9
هشدار اسپویل: این مطلب حاوی نکاتی از قسمت آخر سریال سیلو است که باعث لو رفتن عمده داستان این قسمت میشود. جولیت حقیقتِ تمیز کردن را میفهمد جولیت دستگیر میشود و در مقابل جلوگیری از شورش و عواقب برای دوستانش، شهردار هالند (با بازی تیم رابینز) از حق خود برای رسیدگی قضایی چشمپوشی میکند. شهردار به جولیت میگوید که او یک تهدید مرگبار برای آینده این مرکز است. شهردار پروتکل های سیلو را زیر پا میگذارد تا به جولیت نشان دهد چه اتفاقی برای معشوقش جرج افتاده است. معلوم میشود که جرج برای جلوگیری از شکنجهشدن، دست به خودکشی زده است.جولیتِ درهمشکسته در مرحله بعدی قرار است لباس فضایی بپوشد و برای تمیزکاری به بیرون برود؛ عملی تشریفاتی که عموما آخرین حرکت ساکنین سابق پیش از مرگ در بیرون از سیلو است.هنگامی که جولیت برای تمیزکردن به بیرون فرستاده میشود بسیاری از بینندگان انتظار دارند که او هم مانند هولستون (با بازی دیوید اویلو) در اوایل فصل، بمیرد. جمعیت زیادی جمع شدهاند و جولیت را تماشا میکنند. او وسایل نظافت را برمیدارد و به جای تمیزکردن، به سمت دوربین میرود و با سرکشی دستمال را به زمین میاندازد. از جایگاه او در لباسی که به تن دارد بیرون سبز و پر از زندگی است. شهردار هالند انتظار دارد که او هم مثل دیگران بیفتد و بمیرد. اما این اتفاق نمیافتد. زیرا مارتا (با بازی هریت والتر) توانسته بود لباس جولیت را با نوار چسب های حرارتیِ مناسب ببندد؛ همان نوارهایی که پیشتر جولیت به دزدیدن آنها متهم شده بود.او نشان هولستون را روی زمین میگذارد و متوجه چیز عجیبی میشود. به یکباره تصویر سرسبزی که جولیت پیش روی خود میبیند مختل میشود زیرا از پشت یک فیلتر به دنیا نگاه میکند. با تغییر تصویر و پیشرفتن جولیت زمین بایر وسیعی را میبینیم که تا کیلومترها امتداد دارد و سیلوهای همسایه با درهایی روی زمین در اطراف آن هستند. جولیت از سیلوی خود دور میشود و به سوی ناشناختهها قدم برمیدارد.جولیت یک قهرمان اصلی در رمانهای هاوی است اما معلوم نیست که گراهام یوست در اقتباس تلویزیونی خود چقدر به داستان او وفادار خواهد ماند. تحقیقات جولیت او را به دنیای بیرون آورده، او زنده است و جوامع دیگری از مردم را در دیگر سیلوها پیدا خواهد کرد. آیا این افراد یک شبکه اطلاعاتی یا هر نوع شبکهای بین پناهگاه های خود دارند؟ شهردار تا چه اندازه از واقعیت ماجرا خبر دارد؟ چه اتفاقی برای زمین افتاده؟ بحران اقلیمی، هجوم بیگانگان یا جنگ هسته ای؟ آیا ما دوباره آدم های سیلوی جولیت را خواهیم دید؟ آیا شورشی در راه است؟ شاید تونل مخفی که جولیت پیشتر آن را کشف کرده کلید رازها باشد. باید منتظر ماند و دید در فصل دوم سریال Silo چه اتفاقاتی میافتد.
9
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
این فرض یه چالشی داره:اگه جولیت بخاطر نوار حرارتی باکیفیت زنده موند، چنتا سوال مطرح میشه:
۱- از کجا میدونستن مشکل نوار حرارتیه و با جایگزین کردنش احتمال زنده موندن هست؟
۲- چه اتفاقی برای جنازههای قبلی افتاد؟! سر جای خودشون نبودن!
۳- چرا هولستن وقتی رفت بیرون، سعی داشت کلاه محافظش رو در بیاره؟
۴- چرا سعی داشتن کسایی که میرن بیرون یه تصویر فیک از مناظر زیبا ببینن؟ یعنی علتش فقط این بود که دوربینو تمیز کنن؟! با این سطح از تکنولوژی میشد یه تمیزکننده الکترونیکی بذارن! بعیده جوابش این باشه!
۵- جولیت وقتی نشان رو میذاشت زمین، جنازه هولستن روی نمایشگرش نبود؛ چطور انقدر دقیق رفت روی جنازش و اصلاً اگه این رو نادیده بگیریم و بگیم با حافظه قبلیش رفته سراغش، چرا سعی نکرد به طریقی به مردم بفهمونه که این تصاویر فیکه؟! از این هم میگذریم!
۶- شهردار چرا فکر میکرد تا قبل رسیدن به درخت کارش تمومه؟ اما بعدش میگه اون میدونه! اگه بدونه هم در هر صورت باید کارش تموم باشه؛ شهردار نمیدونست نوار حرارتی درست رو بسته به لباسش(اگه کلید ماجرا نوار حرارتی بوده باشه)! قاعدتاً با توجه به اینکه جولیت روی نمایشگر کلاهش تصویر جنازههای هولستن و زنش رو نمیدید، هولستن و قبلیا هم جنازهای نمیدیدن و این یعنی همه میدونستن دستکم جنازهای وجود نداره! در هر صورت هم اگه به اعتقاد شهردار باید میمردن، خب میمردن! دونستن یا ندونستن نباید مهم میبود؛ چیزی که برای شهردار باید علیالاصول مهم میبود، این بود که چرا نمرد؟!
در مجموع اگرچه این سریال یک اثر مفهومی با موضوعات متعدد و گستردهای مثل حکمرانی، کمونیسم، میل به آزادی و حقیقت، مبارزه، شجاعت، وفاداری، بهای آزادی و بقا، قربانیان اجتنابناپذیر برای بقا و … هست، اما فارغ از مفهوم، این ابهامات من بیننده رو آزار میده و نمیذاره به خوبی از اثر لذت ببرم! هر اندازه که یک اثر رئالیستیک مفهومی از منطق زندگی اجتماعی فاصله بگیره، بیننده ارتباط کمتری با «مفهوم» اثر برقرار میکنه و صرفاً جلوههای بصری یا داستانی فیلم باعث سرگرمی میشه. به این ترتیب بخش زیادی از مفهوم اثر از دست میره!
با این حال به نظر میرسه قراره بخشی از سوالات در فصل آینده پاسخی داشته باشن اما بعید میدونم چنین تناقضاتی به سادگی قابل رفع و ارائه پاسخ باشن!
8
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
شاید جواب بعد از قطع نمایشگرش یا تغییرش رخ میده و اون با عقب که نگاه میکنه میبینه واقعا را و باز رو به جلو میره ،جواب نوارهای حرارتی از افراد دیگه آمده ، وقتی کلانتر قبلی کلاهش را درآورد باز افتاد یا اینطور نمایش داده شد ،و سوال بزرگ بدن دیگران کجاست ... هنوز کسی به عقب نگاه داشتن تکنولوژی سیلو توجه نکرده ، و نکته اینه با دانش بیشتر تو بیشتر کنجکاو میشی و امکانات، راز سیلو ها و بیرون را فاش میکنه .
0
ایران چقدر برای آمریکایی ها خطر جدی از نظر ایدئولوژیک شده که حتی توی سریال به این زیبایی هم بهش اشاره میکنند
8
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
اتفاقا باعث تأسفه که ایران نقش نابودکننده حیات کره زمین رو داره، باید میگفتن ج ا.
12
خوشحال شدم کامنتت رو دیدم. دقیقا. چه انتظاری از اونا میشه داشت؟ کامنت ها رو ببین. کامنت های اینجا یا هر جای دیگه ای. وقتی خودمون هنوز به اون درک نرسیدیم که این تفکیک رو قائل باشیم و بفهمیم که تفاوت بین ایران و ج الف به اندازه فاصله اورانوس تا خورشیده، از بیگانه ها چه توقعی میره......
-2
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
خیلی عجیب و جالبه که انتشار فصل سوم که توش در مورد حمله به ایران و پاسخ ایران صحبت شده، تقریبا هم زمان شد با تنش بین ایران و آمریکا و صحبت درمورد بمب اتم در واقعیت!دلیل تاخیر در انتشار فصل سوم هم میتونه این باشه که سازندهاش میخاستن ببینن نتیجه جنگ ایران امریکا چی میشه، شاید همونی میشد که داخل سریال اتفاق افتاده!
7
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
آخر فصل دوم چه طوری به ایران ربط داده شد جا خوردم دارن مردم دنیا رو از ایران میترسونن احتمال حمله به تاسیسات هستهای ایران رو برنامه ریزی میکنند ... شما چه فکر میکنید
7
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
من کاری به ایران هراسی و این جور چیزها ندارم (چون کاملا مشخصه) ولی از حق نگذریم آمریکا 30 سال پیش گفت ج.ا حامی تروریسم منطقه هست ما تازه همین چند سال فهمیدیم دنیا چه خبرهبا این طرز فکری که سران مملکت دارند همچین کاری ازشون بعید نیست
6