دیتو مونتیل، نویسنده موفق، تماسی از مادر رنجکشیدهاش دریافت میکند که از او میخواهد به خانه برگردد و به پدر بیمارش سر بزند. دیتو دوران کودکی خود را که در محلهای خشن در کوئینز نیویورک به همراه دوستانش آنتونیو، جوزپه، نرف و مایک سپری شده بود، به یاد میآورد.