وقتی پلیس آلمان تظاهرات علیه شاه ایران را به شدت سرکوب میکند، اولریکه ماینهوف، روزنامهنگار معروف، علیه ازدواج ریاکارانه خود طغیان میکند، فرزندانش را رها میسازد و به آندریاس بادر، آنارشیست رادیکال میپیوندد. آنها به همراه گودرون انسلین، دوستدختر بادر، فراکسیون ارتش سرخ را تشکیل میدهند و دست به یک سری حملات تروریستی میزنند تا ساختار دولتی را که به نظرشان به شدت فاشیستی شده است، در هم بشکنند.