جک باریج، قاتل محکوم به قتل یک کودک، پس از گذراندن دوران طولانی محکومیت خود در کانون اصلاح و تربیت آزاد میشود. او به عنوان پیک مشغول به کار میشود و رابطهای عاطفی را با همکارش، میشل، آغاز میکند. یک روز در جاده، جک متوجه دختری آسیبدیده میشود و پس از بازگرداندن او به خانوادهاش، به یک قهرمان محلی تبدیل میشود. اما وقتی یک روزنامه محلی گذشته او را فاش میکند، جک باید با خشم شهروندانی که نگران امنیت فرزندان خود هستند، روبرو شود.