وارویک ویلسون یک میزبان تمامعیار است. او با دقت خود را برای یک مهمانی شام آماده میکند، میز به شکلی بینقص چیده شده و اردک دقیقا برای ساعت ۸:۳۰ شب آماده سرو است. جان تیلور یک مجرم حرفهای است. او به تازگی از یک بانک سرقت کرده و نیاز دارد از خیابانها دور شود. او خود را به پشت در خانه وارویک میرساند و خود را به عنوان دوستِ یک دوست مشترک معرفی میکند که تازه به لسآنجلس آمده و مورد سرقت قرار گرفته و چمدانهایش را از دست داده است.