کسالت و یکنواختی زندگی در شهری کوچک، بیل ویلیامسون را از درون میخورد. بیل که در میان کارهای طاقتفرسا و بیمعنی زندگی روزمره احساس تنگنا و خفگی میکند و در برابر فروپاشی تدریجی جهان خود را ناتوان میبیند، رفتهرفته به مرز جنون کشیده میشود. نقشه تکاندهنده و خشونتآمیز او قرار است با سرخ کردن خیابانها به رنگ خون، پایههای جامعه را به لرزه درآورد.