ملیسا، کارمند یک فروشگاه کوچک، و ریچی که فلج است، عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. آنها که تنها با دستمزد ساعتی و ناچیز ملیسا زندگی میکنند، از شنیدن خبر بارداری ملیسا بسیار هیجانزده میشوند. اما سپس شرایط آنها رو به وخامت میگذارد و وضعیت مالی متزلزلشان زندگی شاد آنها را در آستانه فروپاشی قرار میدهد.