در آیندهای نهچندان دور، در شهری معمولی در آمریکا، هرمن هاواردز شانزدهساله تصمیمی سرنوشتساز میگیرد. او وارد مدرسه حومه شهر خود میشود و سی و نه دانشآموز، دو معلم و یک افسر پلیس را به قتل میرساند. او درست پیش از دستگیری، به الگوی خود یعنی روزنامهنگار معروف، لکس مورالس، ایمیل میزند و ویدیوهایی از تیراندازی را که با دوربین دیجیتال خودش ضبط کرده برای او میفرستد. هرمن در این ویدیوها به لکس میگوید: «میخواهم داستانم را در برنامه تو تعریف کنم». لکس که خود با گذشتهاش دستبهگریبان است، حالا با هرمن روبرو میشود.